« فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ * وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ »
[ انشراح / 7 ، 8 ] .
« فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ * وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ »
[ ضحى / 9 ، 10 ] .
« وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى * وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا »
« 11 » [ نجم / 43 ، 44 ] .
ابو هلال هر چند به وجود سجع و ازدواج در قرآن تصريح كرده ، اختلافى كه در اين مسئله وجود دارد ، به طور مستقيم مورد بحث قرار نداده است ؛ بر خلاف اين سنان خفاجى كه به ردّ منكران سجع در قرآن و كسانى كه ميان سجع و فاصله تفاوت گذاشتهاند پرداخته ، گويد :
آنان فواصلى را كه در قرآن وجود دارد « فواصل » ناميده و از سجع ناميدن آنها خوددارى ورزيدهاند و ميان اين دو تفاوت گذاشته و گفتهاند : سجع چيزى است كه متكلم اصالتا آن را قصد مىكند و سپس معنا را بر اساس آن مىآورد امّا « فاصله » چيزى است كه تابع معنا مىباشد و اصالتا مقصود نيست . على بن عيسى گفته است : فواصل ، بلاغت ، و مسجّع عيب است . وى علّت اين امر را چنين بيان داشته كه در سجع ، معنا تابع لفظ مسجّع و در فاصله ، لفظ تابع معناست ؛ اما به عقيدهء ما چنين چيزى فاقد صحّت است .
آنچه در اينجا مىبايست بروشنى بيان گردد اين است كه گفته شود : سجع عبارت است از حروفى متماثل در پايان فصول كلام [ كلمات يا عباراتى كه سجع در آنها مراعات مىشود ] ؛ و فاصله نيز بر دو نوع است : نوعى كه سجع نيز هست و آن در جايى است كه حروف پايان فصول يا مقاطع متماثل باشد ؛ و نوع ديگرى كه سجع نيست و آن در جايى است كه حروف پايان فصول يا مقاطع متماثل نبوده بلكه متقارب باشند .
هر يك از اين دو قسم - تماثل و تقارب - نيز يا به سهولت و روانى پديد مىآيد و تابع معناست و يا بر خلاف آن به تكلف پديدار گشته و معنا تابع آن است . اگر سجع و فاصله متماثل و تقارب از نوع نخست باشد ، ستوده و حاكى از فصاحت و حسن بيان است ، و اگر از نوع دوّم باشد مذموم و مردود است .
امّا در قرآن كريم آنچه آمده تنها از نوع نخست و به سبب فصاحت والاى خود ستوده است و فواصل متماثلى از اين قبيل در قرآن آمده است .
ابن سنان آياتى از سورههاى طه ، طور ، عاديات و فجر را به عنوان شاهد آورده و در
هامش
( 11 ) عسكرى ، المختار من كتاب الصناعتين ، قاهره ، دار الكتاب العربى ، ص 137 و پس از آن .