تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
مفسّران - به عنوان مثال - در قسم به شب روز ، وجوه حكمت اين دو پديده را ذكر كرده و فوايد بسيارى براى آنها بر شمرده‌اند و هر جا نيز قسم به سپيده‌دم ، صبح ، چاشتگاه و ظهرگاهان ، يا قسم به شب ، در حالى كه چتر مىگسترد ، در حالى كه همه جا را فرو مىپوشد ، در حالى كه رو به رفتن مىگذارد و در حالى كه پشت مىكند . . . آمده است اين فوايد را تكرار كرده‌اند . آنان چنان تأويلهاى فلسفى و مبتنى بر اشارهء اين گونه آيات بدانها داده‌اند - از قبيل آنچه در تفاسير فخر رازى ، نيشابورى ، طبرسى ، و شيخ محمد عبده مىخوانيم - كه تصوّر نمىكنيم اين واو مىتوانسته چنين مفاهيمى را به تأويلى دور يا نزديك در بر داشته باشد . در كنار اين ، مشاهده مىكنيم كه قرآن كريم ، بىآنكه قسمى بياورد ؛ مردم را به آيت شب و روز يا خورشيد و ماه توجّه مىدهد و مردم نيز با اندك تنبّهى از سوى قرآن اين آيات را مىفهمند ؛ همانند آنچه در آيات ذيل مشاهده مىشود : قصص / 71 : « بگو : چه تصور مىكنيد اگر خداوند شبتان را تا روز قيامت طولانى سازد ؟ جز او كدام خداست كه شما را روشنى ارزانى دارد ؟ مگر نمىشنويد ؟ بگو : چه تصوّر مىكنيد اگر خداوند روزتان را تا روز قيامت طولانى سازد ؟ جز او كدام خداست كه شما را شب ارزانى دارد تا در آن بياساييد ؟ مگر نمىبينيد ؟ » اسراء / 12 : « و شب و روز را دو آيت از آيات خداوند قرار داديم آيت شب را تاريك گردانيديم و آيت روز را روشن ، تا به طلب رزقى كه پروردگارتان مقرر داشته است برخيزيد و شمار سالها و حساب را بدانيد ، و ما هر چيز را به تفصيل بيان كرده‌ايم » . يونس / 5 و 6 : « اوست آن كه خورشيد را فروغ بخشيد و ماه را منوّر ساخت و برايش منازلى معين كرد تا از شمار سالها و حساب آگاه شويد خداوند همه اينها را جز به حق نيافريد و آيات را براى مردمى كه مىدانند به تفضيل بيان مىكند * براستى كه در آمد و شد شب و روز و آنچه خداوند در آسمانها و زمين آفريده ، آياتى است براى كسانى كه پروا پيشه كنند » . علاوه بر اين ، رجوع كنيد به آيات : انعام / 96 ، يونس / 67 ، نمل / 86 ، آل عمران / 190 ، جاثية / 5 ، فرقان / 47 ، و روم / 23 . امّا از سويى ديگر آياتى كه با واو قسم همراه است : « و اللّيل إذا يغشى » ، « و النّهار إذا تجلّى » ، . . . « و الضّحى » ، « و اللّيل إذا سجى » و نظاير آنها ، بر چنين نحوه از بيان حكمت كه در آيات فوق مشاهده مىكنيم نيامده است . از همين نقطه است كه من در برابر اين پديدهء مربوط به « اساليب بيان در قرآن » به تأمل