عظمتها اظهار كردهاند در حقيقت در حكمت جاى مىگيرد و حكمت نيز كاملا با عظمت متفاوت است ؛ چه ، هيچ چيزى در عالم خلقت وجود ندارد كه عبث آفريده شده باشد ، و خداوند آنچه را آفريده بر اساس حكمتى خلق كرده كه يا براى ما پيدا و آشكار و يا از ما پوشيده و پنهان است ؛ امّا عظمت چيزى نيست كه بسادگى و به صرف ديدن حكمتى ظاهر در آنچه پس از واو قسم قرار گرفته ، آن را براى آن شىء ثابت دانست .
نكتهء ديگر كه ، غالبّا مفسران قيدى را كه در آنچه بدان سوگند ياد شده وجود داشته مراعات نكردهاند ؛ به عنوان مثال در ذيل « سوگند به چاشتگاه » از عظمت مطلق نور و روشنى سخن گفتهاند ، در حالى كه روشنى روز محدود به اوايل صبح نيست ، بلكه احتمالا در ظهرگاهان بيشتر نيز هست .
در ذيل سوگند به شب چون چتر گسترد « از عظمت مطلق شب سخن راندهاند در حالى كه در آيه شب مقيّد است به زمانى كه چتر گسترد » و در آياتى ديگر از قرآن نيز مقيّد است به قيودى چون « زمانى كه تاريك شود » [ تكوير / 17 ] ؛ « زمانى كه همه جا را فرو پوشد » [ ليل / 1 ] ، « زمانى كه روى به رفتن نهد » [ فجر / 4 ] ؛ « زمانى كه پشت كند » [ مدثر / 33 ] .
در آيهء نجم نيز از عظمت ستاره سخن گفتهاند ، با آنكه در آيه ، ستاره مقيّد است به « زمانى كه فرو افتد » « 1 » مفسّران همچنين در ارتباط منطقى قسم با اين واو ، به جواب قسم و در پاسخ به چنين پرسشهايى دچار آشفتگى آرا شدهاند كه : رابطهء ميان عظمت اسبانى كه نفس نفس زنند ، با اين كه انسان در برابر پروردگارش ناسپاس مىباشد ، يا با اين كه آنچه در قبرهاست برانگيخته شود چيست ؟ چه پيوندى ميان عظمت شب ، هنگامى كه همه جا را فرو پوشد و روز هنگامى كه روشنى گسترد ، با اين كه « به راههايى متفاوت مىرويد » وجود دارد يا چه رابطهاى ميان عظمت ستاره ، چون فرو افتد با اين كه « رهبرتان نه گمراه شده و نه بيراهه رفته است » وجود دارد ؟
مقدّم بر همهء اين پرسشها ، راز بيانى نهفته در شروع سورهها با اين واو قسم چيست ؟ و آيا عرب اصيل عصر بعثت تفاوتى ميان اين تعابير كه « و الضّحى » « و اللّيل إذا سجى » « و اللّيل إذا يغشى » « و النّهار إذا تجلّى » و « و النّجم إذا هوى » ، با اين تعبير معمولى كه صريحا واژهء قسم آورده و گفته شود « أقسم بالضّحى و باللّيل إذا سجى » و « أقسم بالنّجم إذا هوى » نمىيافت ؟
همانند آن تعظيم كه از واو قسم برداشت مىكردند ، در صريح لفظ « قسم » و مشتقات آن
هامش
( 1 ) مراجعه كنيد به خلاصهء اقوال مفسران كه در تفسير اين گونه سورهها در دو جلد اول و دوم التفسير البيانى به نقل از آنان آوردهايم .