عنوان فعل تام در زبان عربى فراوان است و در اين حالت اين فعل ، فعلى متصرّف و داراى فعل ، مصدر ، اسم فاعل ، اسم مفعول ، اسم زمان ، اسم مكان و . . . است . اين در حالى است كه از ديگر سوى كلمه « فتىء » اصالتا و بىنياز از حرف نفى معنى استمرار را مىرساند و تا جايى كه من به ياد دارم در زبان عربى به عنوان يك فعل تام نمىآيد ، بسيار كم و تنها در صيغهء فعل ماضى و مضارع « فتىء ، يفتأ » صرف مىشود و معنى استمرار از آن انفكاك نمىپذيرد .
در مواردى نيز حذف را جايز شمردهاند ، بىآن كه عموميّت داشته باشد . ابن هشام در مغنى اللبيب مىگويد دربارهء آيه
يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ أَنْ تَضِلُّوا
چنين گفته و آن را به تقدير « لئلا تضلّوا » دانستهاند . ابن هشام سپس مىافزايد :
« و گفته شده « محذوف » مضاف است يعنى « كراهة أن تضلّوا » .
اين آيه از آيات احكام است كه در مقام تشريع احكام ارث آمده ، و سياق آن كاملا از تقدير حرف محذوفى مستغنى است كه بيان قرآنى هيچ حاجتى به ذكر آن نمىبيند ؛ چه ، هرگز به ذهن خطور نمىكند كه آيه اين معنا را به ابهام داشته باشد كه خداوند براى شما تبيين مىكند تا گمراه شويد : بلكه روشن است كه خداوند چيزى را براى ما بيان مىكند كه بدان وسيله خود را از گمراهى حفظ كنيم .
از ديگر سوى هرگاه سياق ، بىنياز از حرفى كه آن را محذوف فرض كردهاند ، معنى مقصود گوينده را برساند ، بيان قرآنى از ذكر محذوفى كه بدان هيچ نيازى نيست ابا خواهد داشت ؛ زيرا اگر حذف در چنين مواردى مخاطب را به شبههء ايهام كلام گرفتار مىساخت ، اقتضاى مقام آن بود كه در آيهاى كه آيهء تشريع و قانون گذارى است به منظور دفع هر گونه توهّم يا اشتباه ، آن كلمه محذوف ذكر شود .
آيهء روزه خوردن و فديه دادن نيز كه در تشريع احكام روزه آمده چنين است ، آنجا كه مىگويد :
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد روزه داشتن بر شما مقرّر شد ، همچنان كه بر كسانى كه قبل از شما بودند نيز مقرّر شده بود ، باشد كه پروا پيشه كنيد چند روزى محدود است . پس هر يك از شما كه بيمار يا در سفر باشد چندى از روزهاى ديگر - و على الّذين يطيقونه فدية طعام مسكين - و بر كسانى كه توان آن ندارند فديهاى ، و آن خوراك مسكين است » .
دربارهء اين آيه سخن فراوان است ؛ امّا خلاصهء آن كه در اينجا حذف چيزى نيست كه