تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
اين قاعده استثنا نمىشود مگر هنگامى كه مقام ، مقام استغنا از تقرير نفى و يا مقام احتمال شك در خبر باشد . در جملات استفهامى از اين نوع ، همه جا حرف باء در خبر آمده و به وسيلهء همين حرف نفى نقض شده و جمله به جاى استفهام معنى اثباتى قاطع و تقريرى محض را افاده كرده است ، و نه هيچ وجه ديگرى از وجوهى كه در علم بلاغت براى خروج استفهام از معناى اوّليه خود در اصل لغت بيان شده است . زمانى كه حرف « باء » راز پنهان خود را در متعالىترين بلاغت روشن مىسازد ، چنين به نظر مىرسد عقيده به زائد بودن اين حرف چيزى است كه هر حسّ و ذوق عربى سرشار با آن احساس بيگانگى مىكند و اين نيز از اين احساس بيگانگى نمىكاهد كه بدانيم مقصود علماى بلاغت و نحو از اين زائد بودن ، حشو و اضافى بودن حرف نيست ، بلكه مقصودشان از زائد بودن آن است كه در تحت حكم عام افادهء معنى توكيد به وسيلهء حرف باء زائد قرار مىگيرد . نمىدانيم آيا اين ثمربخش خواهد بود كه دربارهء اين حرف باء چيزى جز آنچه نحويان مقرر داشته‌اند « 29 » بگوييم تا اين حرف همچنان يك حرف اصلى و غير زائد ، و همچنان بر معنى اصيل خود كه الصاق است . باقى بماند ؟ و مستقيما در خبر عمل كند و با آن پيوستگى داشته باشد و گفته نشود كه زائد است ، بلكه مفهوم مستفاد از خبر جمله منفى به « ليس » و « ما » از اين حرف و اصل خبر - به صورت همراه با هم - به دست آيد ؟ البته در اين ترديدى ندارم كه اگر در ساير مواضعى كه نحويان حرف باء را زائد دانسته‌اند به اعادهء نظر و تأمّل مجدّد بپردازيم استقراء اين مواضع ما را به نكات بلاغى با اهميّتى رهنمون خواهد شد . شايد هم در مباحث آينده به تأمّلى مجدّد در حروفى ديگر كه آنها را زائد دانسته‌اند بپردازيم تا به راز نهفتهء آنها در بلاغت قرآن دست يابيم . چنان كه در بحث از « پديده‌هاى مربوط به اسلوب و راز نهفته در چگونگى تعبير » مثالى ديگر را بررسى خواهيم كرد كه در آن گفته‌اند حرف « لا » ى نفى قبل از فعل قسم ، همانند آنچه در آيه
« لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ
هامش
( 29 ) سيبويه تنها به معنى الصاق براى حرف باء بسنده كرده ، و بعدها ابن هشام معنى الصاق را به عنوان نخستين معنى از معانى باء ، كه وى شمار آنها را به چهارده مورد رسانده ، ذكر كرده و آخرين اين موارد ، تأكيد به وسيله باء زائد است . وى در اين مورد مىگويد : « گفته شده است ، اين معنايى است كه هرگز از اين حرف جدا نمىشود » ( مغنى اللبيب ، ج 1 ، ص 91 ) .