پروردگار تو ، تا مردمى را بيم رسانى كه قبل از تو بيم دهندهاى در ميان آنان برنخاسته است ، شايد كه راه يابند » ( 1 - 3 ) .
پس از اين دو سوره سورههاى طور و حاقة - رديفهاى 76 و 78 در ترتيب نزول - بدون حروف مقطّعه نازل شد . از آيات اين دو سوره در مىيابيم كه مشركان در عناد و كفر خويش همچنان فرو رفته و در برابر مبارزه جويى قرآن ، كه ناتوانى آنان را آشكار ساخته و حجّت را بر آنان تمام كرده ، خود را در برابر وضعيتى دشوار يافته و به همان نقطهء آغاز خود بازگشته بودند و در وادى حيرت دست و پاى بىحاصل مىزدند و دربارهء اين قرآن پيوسته به لغزش و اشتباه گرفتار مىآمدند و به هيچ نظريه مقبول همگان و به هيچ رأى ثابتى در اين خصوص نمىرسيدند ؛ درست به سان وضعيّتى كه در آغاز بعثت داشتند ، زمانى كه دربارهء قرآن به تحيّر ماندند كه بگويند گفتار يك شاعر است ، يا سجع يك كاهن و يا سخنان يك ديوانه ؛ در حالى كه خود يقين داشتند كه اعراب آن مقدار با شعر و كهانت و سحر آشنايى دارند كه اجازه ندهد چنين ادّعاهايى را در مورد آيات قرآن كه پيامبر مصطفى - صلّى اللّه عليه [ و آله ] و سلّم - تلاوت مىكرد بپذيرند .
76 - طور :
« پس پندشان ده كه تو - به نعمت پروردگارت ، نه كاهنى و نه ديوانهاى امّا آنان مىگويند شاعرى است كه براى وى حوادث روزگار را آرزو مىكنيم ؟ بگو : در انتظار باشيد كه من نيز همراه با شما از منتظرانم آيا رؤياهايشان آنان را به چنين چيزى فرمان مىدهد ، يا آنان طايفهاى طغيانگرند ؟ يا مىگويند قرآن را از پيش خود ساخته است ، بلكه آنان ايمان نمىآورند پس اگر راست مىگويند گفتارى همانند آن بياورند » ( 29 - 34 ) .
78 - حاقة :
« پس سوگند به آنچه مىبينيد و آنچه نمىبينيد كه اين سخن فرستادهاى بزرگوار است نه سخن يك شاعر - چه اندك ايمان مىآوريد و نه گفته يك كاهن - چه اندك پند مىگيريد بلكه تنزيلى از جانب پروردگار جهانيان است اگر او حتّى يكى از سخنان به ما بسته بود با قدرت او را فرو مىگرفتيم و سپس رگ دلش را پاره مىكرديم و هيچكدام از شما را توان آن نبود كه مانع شود اين مايهء پند گرفتنى است براى آنان كه پروا دارند و ما مىدانيم كه كسانى در ميان شما تكذيب مىكنند و اين مايهء حسرتى بر كافران ، و همين
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 186
مساهمون: عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ )
ص١٨٦