در ميان سورههايى كه با حروف مقطّعه آغاز مىشود نخستين سورهاى كه نازل شده سورهء قلم است كه بنابر نظر مشهور در ترتيب نزول ، دوّمين سوره مىباشد . نكتهء قابل توجه در اين سوره آن است كه حروف مقطّعه صدر سوره با ذكر قلم و آنچه مىنويسند و نيز با ردّ بر كسانى كه دربارهء اين اعجاز مجادله مىكردند همراه شده است .
« ن ، سوگند به قلم و آنچه مىنويسند تو - به فضل پروردگارت - ديوانه نيستى و تو را پاداشى بدون منّت و تو را خلقى عظيم است زودا كه تو ببينى و آنها نيز ببينند كه ديوانگى در كداميك از شماست هر آينه پروردگارت بهتر مىداند كه چه كسى از طريق او گمراه گشته ، و او به راه يافتگان آگاهتر است پس از تكذيب كنندگان اطاعت مكن دوست دارند كه نرمى كنى تا نرمى كنند از هر فرومايهاى كه بسيار سوگند مىخورد پيروى مكن عيبجويى كه براى سخن چينى اينجا و آنجا مىرود و باز دارنده از خير و متجاوز و گناهكار است خشن مردى است ناشناخته نسب از آن روى كه صاحب مال و فرزند است چون آيات ما بر او خوانده شود گويد : افسانههاى پيشينيان است » ( قلم / 1 - 15 ) .
روشن است كه هدف اين آيات تأييد نبوّت پيامبر و ثبات روحيه دادن به او در رويارويى با كسانى است كه او را دروغگو مىخوانند و دربارهء معجزهاش با او جدل مىكنند و مدّعى مىشوند كه اين قرآن همانند افسانههايى است كه پيشينيان مىنوشتهاند .
پيامبر در آغاز دوران وحى به شدت نيازمند چيزى بود كه دل او را استوارتر سازد و هر نگرانى و پريشانى خاطرى را كه ممكن بود از ناحيهء مشركان و طاغوتهاى قريش برايش ايجاد شود از ميان ببرد . زمانى كه پيامبر آنان را به رها كردن بتانى فرا خواند كه پدران خويش را به پرستش آنها مشغول ديده بودند ، او را به ديوانگى متّهم كردند و همچنين مدّعى شدند اين قرآن افسانههاى پيشينيان است ، و آنان خود از اين اساطير آگاهند و - چنان كه ابن هشام در السيرة النبويه ، ج 1 ، ص 321 به نقل از روايت واقدى آورده است - در ميان آنان كسانى وجود دارند كه اين افسانهها را مىنويسند و در پاسخ هماورد طلبى محمّد آنها را مىخوانند .
امّا اينك اين آيات معجزه است كه در برابر آنان خودنمايى مىكند و به همان زبانى است كه آنها بدان سخن مىگويند و به همان حروفى است كه آنها در گفتار خويش به كار مىگيرند .
در پايان همين سوره است كه قرآن اين مردم را مخاطب هشدارى صريح قرار مىدهد :
« پس مرا با آنها كه اين سخن را تكذيب مىكنند واگذار تا اندك اندك و چنان كه درنيابند آنان را فرو گيريم و به آنها مهلت مىدهم كه مكر من مكرى استوار است يا از آنان مزدى طلبيدهاى و اكنون از اداى آن در رنجند ؟ يا علم غيب مىدانند و آنهايند كه
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ )
ص١٦٨