مىگويم : به همين دليل هر سورهاى كه با حروف مقطّعه آغاز شده لزوما مىبايست در آن از تأييد قرآن بدين آيت و از اعجاز و عظمت آن سخن به ميان آمده باشد . اين حقيقت با استقراء در اين سورهها كه مجموع آنها بيست و نه سوره است روشن مىشود ؛ و به همين دليل است كه قرآن كريم مىگويد :
« الم * اين كتاب است ؛ در آن ترديد نيست » ( بقره / 1 و 2 ) ؛ « الم * خداوند است كه هيچ خدايى جز او نيست و زنده و بر پاى دارنده است * اين كتاب را كه تصديق كنندهء كتابهاى پيش از آن است به حق بر تو نازل كرد » ( آل عمران / 1 - 3 ) ؛ « المص * كتابى بر تو نازل شده ، پس مباد در دلت نسبت بدان ترديدى باشد » ( اعراف / 1 و 2 ) ؛ « الر * كتابى است كه بر تو نازل كرديم تا مردم را به فرمان پروردگارشان از ظلمت به روشنايى برى » ( ابراهيم / 1 و 2 ) ؛ « الم اين تنزيل كتابى است كه در آن ترديدى نيست . از جانب پروردگار جهانيان » ( سجده / 1 و 2 ) ؛ « حم * اين تنزيلى است از خداوند رحمان و رحيم » ( فصلت / 1 و 2 ) ؛ « حم عسق * بدين سان خداوند عزيز و حكيم به تو و به كسانى كه پيش از تو بودند وحى مىفرستد » ( شورى / 1 - 3 ) .
از اين قبيل آيات فراوان ديگرى وجود دارد و همه ، براى كسانى كه به دقّت نظر پردازند ، از صحّت نظريّهء اين گروه - يعنى آن كه اين حروف براى اشاره به اين حقيقت آمده كه قرآن كريم ، اين كتاب اعجاز از همان حروفى كه آنان مىشناختهاند تركيب يافته است - حكايت مىكند . « 22 »
ابن كثير نيز اين نظريّه را تقويت مىكند كه اين حروف براى بيان اعجاز قرآن و تبيين اين حقيقت آمده است كه مردم از آوردن همانندى براى قرآن عاجزند ، با آن كه اين كتاب از همان حروف الفبايى تشكيل شده كه آنان در گفتار خود به كار مىگيرند . رازى اين نظريّه را در تفسير خود از مبرد و جمعى از محققين ، و قرطبى نيز همانند آن را از فراء و قطرب نقل كرده است . زمخشرى هم در كشّاف خود اين نظريّه را تبيين و به طور كامل از آن دفاع كرده است . پيشوايمان ، امام علّامه ، ابو العباس ابن تيميه و استادمان ، حافظ مجتهد ابو الحجاج المزى نيز بر اين
هامش
( 22 ) تفسير ابن كثير ، ج 1 ، ص 68 . مقايسه كنيد با آنچه محمد رشيد رضا در تفسير الذكر الحكيم ، ج 1 ، ص 122 ، ( پس از سخنان عبده ، از جانب خود ) افزوده است .