تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
به واسطه آنها بر يكديگر برترى مىيابند - بدين گونه نيست ، و تنها علّتش نيز آن است كه در ميان انواع علوم خفى و امور غامض و دقيق ، هيچ چيز به نحوى شگفت آورتر از پنهان بودن اين علم پنهان نيست و گاه در اين مسئله خود را دربارهء مطلبى به رنج فراوان مىافكنى و همهء انديشه خويش را به كار مىگيرى و هر توانى كه دارى به خدمت مىآورى ، اما آنگاه كه آن مطلب را كاملا معلوم مىسازى و فهم استوارى از آن پديد مىآورى ، باز هم مىبينى همانى كه برايت در آن مطلب شبهه به نظر مىرسد و ترديد پديدار مىشود و وضع چنان است كه ابو نواس مىگويد : « همان كه هيچ ترديدى سراغ ندارم به سان ترديد خويش در مطلبى كه نگاهم در آن به تحيّر مانده و تنها وهم و گمانم از آن سخن گفته است . » و ميان من و آن تنها صورتهايى از اشياء پديدار گشته و نه علمم علم و نه گمانم گمان است . گاه مىشود كه مدّتى مديد در بيتى تأمّل مىكنى و به تفسير آن مىپردازى ، گمان نمىكنى كه در آن چيزى وجود داشته باشد كه از آن آگاهى نداشته باشى ، اما پس از چندى در همين بيت حقيقى پنهان برايت رخ مىنمايد كه تا اين زمان آن را نمىدانسته‌اى . « 45 » جرجانى نيز بگذشت ، پس از آن كه بلاغت را در اين راستا قرار داد كه علم استدلال بر اعجاز قرآن باشد و پس از آن كه اين مقوله را به صورتى قاطع به صحنهء مطالعات بلاغى ، دور از قرآن و جداى از آن ، كشاند . او براى آيندگان خود نشانه‌هاى اين راه را ترسيم كرد و آنان نيز بر اساس آنچه او ترسيم كرده بود ، بلاغت را به طور مستقل ، موضوع مطالعه و بررسى و تأليفات خود قرار دادند ، با اين گمان كه از اين طريق به معجزهء قرآنى خدمت مىكنند و همگان را به درك اعجاز آن رهنمون مىشوند . دست اندركاران اين علم كه پس از جرجانى آمدند ، به رغم آن كه از او بهره گرفتند يا بر پيرامون خورشيد او چرخيدند ، راهها و شيوه‌هاى مختلفى را در پيش گرفتند : برخى بر اين عقيده شدند كه تلاش جرجانى در دلايل الاعجاز نيازمند ترتيب دادن دوباره ، و تحرير و تهذيب مىباشد . فخر رازى از اين گروه است كه كتاب خود نهاية الايجاز فى
هامش
( 45 ) جرجانى ، دلايل الاعجاز ، ص 393 - 403 .