سپس آن نظر و عقيده او را به اعجاب وا مىدارد و بدين ترتيب نمىتوانى او را از آن خواستهء دل كه به دنبالش رفته و آن نظريّهاى كه اختيار كرده باز دارى ، مگر پس از تحمّل رنج و مشقّتى فراوان و آن هم در صورتى كه خردمند و عاقل باشد ؛ اما اين گونه خردمندان در ميان مردم اندك و كميابند .
بدين وصف چگونه مىتوانى در اين مقوله - اين كه در برخى از نظمها نسبت به برخى ديگر مزيتها و ويژگيهايى وجود دارد كه برترى آنها را در پى مىآورد - مردم را از نظريّههايى كه اختيار مىكنند باز دارى ، در حالى كه تنها اصلى كه در اختيار دارى و بدان ارجاعشان ميدهى و تنها دليلى كه در مقابل آنان اقامه مىكنى به گواهى گرفتن قريحه و احساس درونى و تأثير كلام در اعماق دل و احساس غرورى است كه به هنگام شنيدن كلام براى شنونده ايجاد مىشود ؟
مردم در اين مسئله تنها در حالتى خود را بر جايگاه اهل نظر و داورى و فتوا قرار مىدهند كه خود را از آنانى مىدانند كه از قريحهاى سرشار و ذوقى صحيح و ابزارى كامل براى اين مهم برخوردارند بدين ترتيب زمانى كه با آنان مىگويى آنچه مىگوييد از پيش خود گفتهايد و بر مبنايى استوار نيست همين سخن را به تو باز پس مىدهند و مىگويند : نه ، بلكه قريحه و ذوق ما صحيحتر ، انديشهمان به راستى نزديكتر و حسّ و درك ما پاكتر است و هر چه آفت است در شماست كه مسائلى را براى خود تصوّر و تخيّل كردهايد كه هيچ حاصلى در بر ندارد ، و پيروى از خواستههاى دل و تمايلات نفسانى شما را به اين توهّم كشانده است كه در مقايسهء دو نظم كه با يكديگر برابرند براى يكى بر ديگرى برترى و فضيلت قرار دهيد بىآن كه اين برترى به تعقّل و تصوّر درآيد .
بدين سان خود را در برابر آنان درمانده مىبينى و جز اظهار شگفتى راهى پيش روى خويش نمىيابى .
بنابراين نه سخن از تو حاجتى برآورد ، نه گفتن تو را سودى رساند و نه دليل مسموع افتد مگر آن هنگام كه در آنچه مىگويى براى خويش ياورى بيابى و نيز كسى كه ، چون گفتهات مقبول طبعش نيفتد و از پذيرش آن خوددارى ورزد و در نتيجه آن را به تو باز گرداند ، باز هم به سخنت گوش دهد و هر حجابى را كه ميان خود با توست بردارد و خود را بدانجا كه تويى برساند و ديده به سويى دوزد كه تو بدان رهنمونش شدهاى ؛ و بدين ترتيب به جاى بيگانگى و گريز انس و آشنايى به ميان آورد و پس از آن كه خوددارى اظهار كرده است ديگر بار [ در مقابل آنچه مىگويى ] پذيرش آشكار سازد .
اما وضعيّت اين مسئله يعنى بلاغت نظم و مزايا و ويژگيهايى كه دو يا چند كلام
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ )
ص١٣٢