مغلوب خود ساخته بود كه در نتيجه آنان در مقابل اين كتاب درماندند و نتوانستند سورهاى همانند آن بياورند ؟
شايد جرجانى خود به اين امر پى برده بود كه دلايل الاعجاز او از اين ناتوان مانده كه از مقدّمه بگذرد و به متن بپردازد و دلايل را پشت سر نهد و ادلّه را ببيند و ابزار را رها كند و به هدف و مقصود پيوندد ، و شايد همين امر نيز او را وادار ساخته مباحث بلاغى خود را در اين كتاب با فصل خاصّى به پايان برد و در آن فصل درك اسرار بلاغت را به امور مبهم و مجرّدى ارجاع دهد كه خود آنها را « ذوق و احساس روحى و امور غامض خفى » مىنامد ، و مردم را بيمارانى بيابد كه مىبايست درمان خود را نزد او بجويند .
شايد مناسب باشد در اينجا آن فصل پايانى از كتاب دلايل الاعجاز را نقل كنيم ، فصلى كه خلاصهاى از نظريّهء جرجانى در اين مبحث را در بر دارد و طريقهء او در پرداختن به مسائل و سبك او در جدل و استدلال و احتجاج را نشان مىدهد :
بدان كه شگفتتر از موضعى كه مردمان در مسئلهء نظم دارند نخواهى ديد . چه ، هيچيك از مردم نيست كه اندك معرفتى داشته باشد مگر اين كه مىداند نظمى نيكوتر از نظم ديگر نيز وجود دارد ؛ اما با وجود اين مشاهده مىكنى كه چون بخواهى آنان را به حقيقت اين امر آگاه سازى چشمانشان به سان شترى گرما زده تيره و تار مىشود و درك و فهم را از دست مىدهند .
علّت اين امر نيز آن است كه نخستين چيزى كه مردم نسبت به آن ناآگاهند خود حقيقت نظم است ، از اين نظر كه آن را چيزى جز مراعات معانى نحو پنداشته و آن را در الفاظ و نه در معانى دانستهاند . به هر حال با رنجهاى فراوان روياروى مىشوى تا آنان را از نظرى كه دارند برگردانى ؛ زيرا مىخواهى مرضى مزمن و دردى دير پاى را درمان كنى .
پس از آن نيز هنگامى كه افسار آنان را به سوى اعتراف به اين حقيقت مىكشى كه نظم مفهومى جز « مراعات معانى نحو » ندارد ، براى آنان گمان و شبههاى حاصل مىشود كه اگر مراقبت نكنى به زودى به همان جاى نخست خويش باز مىگردند ؛ چه ، آنان مىبينند كه ما براى نظم كلامى معيّن ادّعاى مزيّت و برترى مىكنيم ، بىآن كه در آن كلام چيزى از معانى نحو باشد كه بتوان تصوّر كرد مردم در آگاهى نسبت به آن با يكديگر تفاوت دارند ؛ از سويى ديگر نيز مىبينند كه نمىتوانيم در ميان معانى نحو و وجوه آن روى نقطهء خاصّى انگشت بگذاريم كه بتوان در مورد آن چنين ادّعا كرد كه اين نظم در هر كلامى وجود داشته باشد برترى و مزيّتى را برايش ايجاب مىكند بلكه آنان مشاهده مىكنند كه ما در مورد همهء معانى و وجوه
الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: عائشة عبد الرحمن ( بنت الشاطئ )
ص١٢٨