تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محاسن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
ص 80 ، س 18 : شرب به فتح شين ، نام پارچه‌اى بوده است از كتان بسيار نازك و قيمتى كه مصر به ساختن و صدور آن شهرت داشته . ص 82 ، س 10 : خاز نوعى از پارچهء كتانى بوده است درشت شبيه به متقال . ص 83 ، س 11 : شاش ؟ معلوم نشد كه چه نوع پارچه‌اى بوده است ؟ ص 83 ، س 16 : سرقفلى ، درست معلوم نيست كه به همين معنى مصطلح امروزى ؛ يعنى به معنى پولى است كه كاسبى پس از واگذاشتن دكان خود به ديگرى از او مىگيرد ، يا به معنى پولى است كه براى حفاظت دكان به مأمورين و مستحفظين اين شغل داده مىشده ، و ظاهرا در اين‌جا اين معنى دوم منظور است . ص 83 ، س 23 : مظفّرالدّين شيخ على : پدر او امير محمّد بن گراى ايداجى كه دختر زادهء امير نوروز بن امير ارغون آقا بوده ، از ابتداى سلطنت گيخاتو خان ( 690 - 694 ق ) حكومت اصفهان را داشت ، ولى هميشه علىرغم گيخاتو نسبت به مدّعى او غازان خان حكمران خراسان اظهار اخلاص و بندگى مىكرد ، و در وقتى كه غازان به تاريخ سال 691 براى ملاقات گيخاتو از خراسان به آذربايجان آمد ، محمّد ايداجى از اصفهان به خدمت او شتافت ، و هدايايى تقديم كرد ، و به اصفهان برگشت . گيخاتو در اواخر سلطنت خود خواست كه محمّد ايداجى را سركوبى كند ، و سردارى را به اين قصد ، عازم اصفهان نمود ؛ ليكن اتباع محمّد ايداجى او را دستگير كردند ، و او به حكم محمّد به قتل رسيد ، و چون غازان به سلطنت رسيد ، محمّد ايداجى هم‌چنان در حكومت اصفهان برقرار ماند ، و بعد از او اين سمت به پسرش مظفّر الدّين امير شيخ على رسيد . ايداجى كلمه‌اى است مغولى به معنى مباشر آذوقه و سيورسات لشكر ، و هركس كه در دستگاه ايلخانان به اين شغل منصوب مىشده ، اين كلمه را در عقب نام او مىآورده‌اند . ص 86 ، س 16 : خشت نظامى ، به همين معنى آجر نظامى مصطلح امروز كه قدرى از آجر معمولى بزرگ‌تر است . ص 87 ، س 3 : قاضى نظام الدّين اصفهانى كه نام و سال وفاتش معلوم نگرديد ، از شعراى