حواشى و ملاحظات
ص 29 ، س 4 : قيّاسى را بايد به تشديد ياء خواند ، و آن به معنى اندازهگيرى و پيمايش زمين است ، و قياس به تشديد ياء ، كسى است كه عهدهدار اين شغل است ( رجوع شود به ص 37 ، س 15 ) .
ص 29 ، س 8 : جروم و صرود ، جروم ، جمع جرم و معرّب گرم ؛ و صرود ، جمع صرد و معرّب سرد است ، و غرض از اين دو كلمه كه در كتب جغرافيّون قديم اسلامى زياد استعمال شده ، گرمسيرات و سردسيرت نواحى جنوبى است .
ص 29 ، س 14 : تيغز - ظاهرا شكل قديمى تيز ، و تيس از بنادر مكران است كه حاليه نيز خرابههاى آن به نام اخير ، يا به شكل طيس در ساحل شرقى خليج چاه بهار باقى است .
ص 38 ، س 18 : در باب كتابخانهء سارويه ، رجوع كنيد به كتاب الفهرست ابن النّديم ، ص 240 از چاپ آلمان و تاريخ حمزهء اصفهانى ، چاپ مطبعهء كاويانى ، صص 127 - 128 كه روايت هر دو از ابو معشر بلخى منقول است ، و اشارهء مختصرى به همين موضوع در كتاب الآثار الباقيهء ابو ريحان ، ص 24 نيز ديده مىشود .
ص 39 ، س 6 و ص 40 ، س 9 : شيفتق - اين كلمه كه در متن چاپى الفهرست و تاريخ حمزهء اصفهانى هر دو به صورت « شقيق » چاپ شده بدون شبهه همان است كه ما امروز « شفته » مىگوييم ، و آن مخلوطى از شن و آهك و خاك است كه آن را در پى بناها و كف مجارى مياه و غيره ، براى استحكام و بستن راه نفوذ آب مىريزند .
ص 40 ، س 9 : فرهيز ؟ درست معلوم نشد كه به چه معنى بوده است ، شايد چيزى بوده است از