ص 66 ، س 5 : وزك همان درختى است كه آن را در قديم ، پده - به فتح باى فارسى - مىگفتند ، و عربى آن غرب است به فتحتين ، و آن ، نوعى از سپيدار است ، خشساب در فرهنگهاى معتبر به دست نيامد ، شايد نام محلّى اين درخت بوده .
ص 66 ، س 16 : سين همان پرندهء كوچك موذى است كه آفت گندم است ، و آن را امروز « سن » مىخوانند .
ص 67 ، س 1 : سيّد شمس الدّين محمّد يزدى پسر سيّد ركن الدّين محمّد بن نظام الدّين حسينى است كه او را خواجه غياث الدّين محمّد رشيدى به دستور ابو سعيد بهادر خان نيابت خود و قضاى ممالك ايلخانى داد ( براى شمّهاى از احوال او رجوع كنيد به تاريخ جديد يزد ، تأليف احمد بن حسين كاتب ، صفحات 133 - 139 ، و تاريخ گزيده ، صص 612 - 613 ) ، وفات اين سيّد شمس الدّين به سال 733 اتّفاق افتاده ( مجمل التّواريخ ، فصيح خوافى ) .
ص 67 ، س 19 : آلتمغا يعنى مهر سرخ ، و آن مهرى بوده است مربّع شكل كه از طرف ايلخانان مغول با مركّب سرخ به احكام و مراسلات دولتى مىزدند .
ص 68 ، س 14 : طرفا را در لغات قديمه « گز بوستانى » ترجمه كردهاند ؛ بنابراين ، لغت « كژ » كه در نسخهء اصل آمده ، بايد غلط كاتب و صحيح آن « كز » باشد .
ص 76 ، س 19 : شهور سنهء تسع و عشرين و سبع مائة هجرى ، مطابق سنهء ثمان و عشرين خانى ، مقصود از تاريخ خانى ، سالى است كه آن را غازان خان در سنهء 701 معمول كرد ، و 13 رجب اين سال را مبدأ آن قرار داد ، ولى اين تاريخ ، رسميّت نيافت ، و پس از مرگ غازان ، منسوخ گرديد .
ص 74 ، س 7 : متوجّهات ، به اصطلاح امروز : ماليات .
ص 76 ، س 23 : مؤامرات ، نوشتههايى كه سلاطين و حكّام به نام مأمورينى كه وجوهى از اموال دولتى را به نام خود ضبط كرده بودند ، صادر مىنمودند ، و به موجب آن رد آن وجوه را از ايشان مىخواستند ( ذيل قواميس عرب از دزى ) .
ص 76 ، س 23 : جانكقيت : ضبط و معنى اين كلمه معلوم نشد .
ص 78 ، س 20 : بيتكچيان به معنى دبيران و منشيان است به لغت مغولى .
محاسن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى
ص١٨٧