فمن يبغها غيّا غوائل ينتكس * و اورطه الأمر الّذي نحن نعبد
و لمّا يئسنا من ولاة أمورنا * و لا يأس من روح الّذي نحن نعبد
تجرد في الحمام يطلب راحة * و غلمته في قتله قد تجردوا
فعاجله التّركي للّه درّه * بمشقصة و العرب منه محدّد « 1 »
ملكا ! پاكا ! پادشاها ! بندهنوازا ! اى آفرينندهء جهان ! و اى داناى راز نهان ! و اى شناسنده از كمال شناخت ! برگزينندهء بندگان ، به حقّ اين مقرّبان حضرت صمديّت ، و به حرمت اين صالحان درگه عزّت كه بر مقتضاى فصاحت حكمت ولىّ تو امير المؤمنين على - عليه السّلام - حيث قال : « و إنّما يستدلّ على الصّالحين بما تجرى على ألسن عباده » اثر خيريّت ، و صدق صلاحيّت ، و ذكر جميل ايشان بر روى روزگار باقى مانده است ، و به حقيقت بقاى ذكر وجود پر فكر ايشان ، به نظر تأييد باقى ، و عنايت رحمت رحمانى ، منوط و مربوط است ،
بزرگوار خدايا به حقّ اين مردان * كه عارفان جميلاند و عاشقان جمال
مبارزان طريقت كه نفس بشكستند * به زور بازوى تقوى و للحروب رجال
يسبحون له بالعشى و الأكبار * يقدسون له بالغدوّ و الآصال
به سر سينهء اين دوستان على التّفصيل * كه دستگيرى و رحمت كنى على الإجمال
باشد كه در آن ميان ، يكى من باشم .
[ به خصوص ] وزير جهان ، و مخدوم جهانيان ، آصف جهانبان ، حضرتآراى سلطنت چنگيز خانيان ، چشم و چراغ آل رشيد ، وزير حليم رشيد ، امير غياث الخافقين و ملاذ المشرقين محمّد - ابّد اللّه قواعد دولته ، و ايّد سواعد معدلته - ،
ما إن مدحت محمّدا بمقالتي * لكن مدحت مقالتي بمحمّد
* * *
هامش
( 1 ) . نسخهء اصل ، به علّت افتادگى به همينجا ختم مىشود ، از اينجا تا آخر كتاب از روى دو نسخهء به كلّى جديد چاپ شده ، و به همين جهت ، چندان اطمينان به صحّت عبارات آن نيست .