تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محاسن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
و سليمان‌وار ، هدد اهالى سپاه سپاهان را به كرشمهء غم‌خوارگى ، تفقّد نمودن ؛ چرا كه :
گرش به گوشهء چشمى شكسته‌وار ببينى * فلك شود به بزرگى و مشترى به سعادت
و در باب عمارت ولايت ، و رعايت رعايا ، بذل اجتهاد و سعى مشكور به دل مراعات و تفقّد پيوستن ، و طريق جور و اعتساف و تعدّى و تغلّب و استيلا و تطاول و مسلك استقامت عدل و استدامت فضل و اشفاق و عاطفت و احسان و مرحمت ، بر حال و كار اين هشتى ضعفا مسدود و مسلوك داشتن ، و تخم نيك‌نامى و عدل‌گسترى و ملك‌پرورى كه بديع الصّفات ذات معلّى است ، بر صحراى غم‌خوارگى ايشان كاستن .
يا والي البريّة أحسن إليهم * عطفا على الرّعيّة عطفا عليهم
و از تير سحر و ناوك جان‌سوز جگرخور مظلومان مستجاب الدّعوه ، و پيران و اطفال و نسا و رجال و حق‌شناسان آن‌جا پرهيز پيروزى شناختن ؛ چرا كه احتراز و حذر واجب باشد از نفس و دم بندگان خاص حضرت ذو الجلال ، و گزيدگان قرب ملك متعال ، و تأثير همّت مردانى كه
رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
از سيماى چهرهء حال ايشان واضح ، و
رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ
از نور ضميرشان لايح بوده ، و صلحا و جوان‌مردانى كه
تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً
پيشه دارند ، و در كارخانهء
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
،
وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ
پيشه كارند ، و از غايت خلوص بندگى حضرت صمديّت ، لبّيك لاهوتى پيش از يا اللّه و يا رب ناسوتى شنوند ، و به واسطهء بركت بقاى وجود همايون ايشان - نه اصفهان ؛ بل ايران و توران - ؛ بلكه جهان را عمارت و آبادانى و امن و شادمانى در تزايد و ترقّى است ، خاص اين سرهء ملك و غرّهء عراق كه پيوسته از آثار معدلت وزير خداترس ، معمور و مجموع باد ، چنين خود هست ، تا بادا چنين بادا ، إلى يوم التّلاق ، و از دود شعلهء تغيّر ، درون پاك ايشان كه خزانهء كرامات و رموز غيب است ، و تيرگى صفاى وقت بىعيب ايشان - نه جهان ؛ بلكه زمين و آسمان - سياه و تباه گردد ، و گرديده است . هم‌چنان‌كه آورده‌اند به نقل صحيح از ابراهيم محمّد نحوى كه گفت : روزى جمعى اصفهانى جهت التماسى چند ، و حاجات و مقصودى كه داشتند ، نقش عزيمت توجّه به