و از جملهء دلايل و براهين ، بر تبيين اقامت دعوى ، و تمرين تقويم فحوى محاسن آن است كه ابو حاتم گفت مر اهل بصره را وقتى كه اصفهانىاى قصيدهء عربى مصنوع بر وى عرض كرده بود ، مطلع آن :
ما بال عينك ثرّة الأجفان * عبرى اللّحاظ سقيمة الإنسان
« اى اهل بصره ! به خداى كه اصفهانيان بر شما غلبهء فضائل نمودند ، و در فصاحت بر شما بيفزودند » .
و حكايت است از اعرابىاى كه مدّاح يكى از امراى
اصفهان بود ، بعد از عرض ، به وقت مراجعت و انصراف ، در راه ، آشنايى به دو رسيد ، و از حال سفر او استكشافى مىكرد ، اعرابى گفت : « امير اين كوره را به بيتى مدح گفته بودم ، ده هزار درم مرا جايزه ارزانى فرمود ، و بيتى خوبتر از بيت من ، مرا افادت و ارشاد نمود » .
آشنا گفت : « بيت تو چيست ، و جواب او كدام ؟ » .
گفت : « من بر وى نبشته بودم كه :
إذا كان الكريم له حجاب * فما فضل الكريم على اللّئيم
مرا ده هزار درم بخشيد ، و اين بيت فرستاد :
إذا كان الجواد قليل مال * و لم يعذر تعلل بالحجاب
و از جملهء مؤكّدات قول و مؤيّدات شهادت در اين معنى ، اخبار و حكاياتى چند است كه ذكر همه ، اگرچه متعذّر است ، و اثبات در اين رساله ، صورت تطويل دارد ، فامّا ضرورت ، داعى مىشود به ايراد بعضى از آن .
حكايت است كه خارجه يكى از معتبران رؤسا و منعمان كدخدايان
اصفهان بود ، به سبب