به زخم تيغ و پيكان از پاى در آوردند ، و سر خربان بريده ، به حضرت رشيدى فرستاد .
و ملوك جهان از كافّهء رعايا ، و عامّهء برايا ، غير از اصفهانيان به خدمتكارى ، كسى را اختيار نكردهاند جهت تودّد با ايشان ، و توجّه بديشان ، و دوام ادب ، و حسن خدمت كه از ايشان مشاهده كردهاند ، و اقدام بر كارهاى بزرگ ، و بسالت و شجاعت ، و بيان و فصاحت ، و طيب مخابر ، و حسن مناظر كه ايشان را عادت و پيشه بوده ، تا غايتى كه خواص خدم اكاسره اصفهانيان بودهاند از جهت وثوق اعتماد و اهتمام و تعلّق خاطر و ميل دل كه با ايشان داشتهاند .
و نخست كسانى كه پرده بر درگاه آويختند ، اهل
اصفهان بودهاند ، ديگر اهل ماهين ، پس رى ، پس سيستان ، پس بغداد ، پس آذربايگان . و گويند : روزى كسرى ابرويز خواست تا كميت خدم و خواص خود تحقيق كند ، فرمان فرمود به احضار خدمت كاران درگاه ، بعد از حصر ، بر وى عرضه كردند ، در جملهء سى صد و هفتاد و سه مرد ، دويست و سى مرد اصفهانى بود .
و همچنين بر محافظت درفش كاويان كه علم شهرت ، در جهان افراشته دارد ، به غير از اصفهانيان ، هيچ كس قدرت ندارد ، و عاقد و مبدع آن در قديم ، مردى بود از ديه كودليّه نام اوكابى ، بر بيوراسف پادشاه ، خروج كرد ، و پيش از او ، كسى نام رايت و علم نمىدانست ، و كسرى بن قباد وصيت كرد كه درفش كافيان از آل گودرز ، انتزاع نبايد كرد ؛ چه آن در ميان ايشان ، به مثابت و منزلت ملك است ميان ما .
پس از آن كسرى ابرويز با وفور جلالت و اقتدار و غلّو علو در كار ، در وقت انصراف از محاربهء بهرام شوبين ، خواست تا از اصفهانيان بستاند ، و به آذربايگانيان دهد ، جهت حفاظ حقوق خدمتى چند كه ايشان را بر وى ثابت بود .
و اين درفش ، به چهار مرد ، محافظت مىنمودند ، مردى آذربايگانى را بفرستاد تا از دست اصفهانيان انتزاع نمايند ، مردى از اين هر چهار كه معروف بود به آل فريدنى بر درگاه كسرى مانع شد ، چنانكه به جنگ انجاميد ، و چند كس را از ايشان بكشت ، و كار طعن و ضرب ، بالا گرفته ، آوازه به مدائن رسيد ، تمامت اصفهانيان روى به مدد آوردند . خبر آن
محاسن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى
ص١١٥