امكان گنجد به جاى آرند و به اجتماع با يكديگر « 1 » مطابق شوند و به اتفاق « 2 » با هم موافق « 3 » گردند و خواهند كه مانع خيرى « 4 » شوند كه در علم خدا بر تو مقرر « 5 » است ، « 6 » يا دافع شرى شوند « 7 » كه در ازل « 8 » به جهت تو مقدر « 9 » است ، نتوانند و در اين معنى مىگويم :
شعر « 10 »
اذا كتب الله خيرا لنا * و يدفعه الخلق لا « 11 » يدفع
و لو انّ ضرا اراد بنا * و كلهم النفع لا ينفع
الترجمه « 12 » :
خداى - عزّ و جلّ - گر به ما نكويى خواست * چه باك باشد اگر جمله خلق بد خواهند ؟
و گر چنان كه « 13 » بدى خواست ، جملهء عالم * از آنكه نيك رسانند « 14 » دست كوتاهند
همه به قبضهء تقدير ايزدند اسير * اگر كمينه غلام ضعيف و گر شاهند
( فان استطعت ان تعمل الله « 15 » - عز و جل - بالصدق و اليقين فافعل « 16 » ) : اگر ميتوانى كه معبود بسزا و پادشاه روز جزا « 17 » را عبادتى كنى كه به صدق محلّى و از
هامش
( 1 ) - چا ، چب : با هم
( 2 ) - چا ، چب : و با يكديگر
( 3 ) - مجا :
مرافق
( 4 ) - م ، مل ، ر ، چا ، چب : چيزى
( 5 ) - مل ، ر : مقدر
( 6 ) - م :
نيست
( 7 ) - ت : گردند
( 8 ) - از ت و چا . ساير نسخ : اول
( 9 ) - مل ، ر ، چب : مقرر . چا : محرر
( 10 ) - ت : العربية
( 11 ) - مجا : لم
( 12 ) - مل : قطعه
( 13 ) - مل ، ر : چنانچه
( 14 ) - مج : رسانيد
( 15 ) - م ، چا : تعامل الله . چب : يعامل . مل ، ر : يعمل
( 16 ) - م ، چا ، چب افزوده : ترجمه آنست كه
( 17 ) - مل : بسزاى پادشاه روز جزا .