علم شامل او به كيفيت و كميت آن محيط است و در علم او زيادت و نقصان « 1 » و كم و بيش تصور « 2 » نتوان كرد ، اما معنى آنست كه چون دو كس با يكديگر معرفت جويند ، معروف « 3 » از هم « 4 » دريغ ندارند و نگه داشت دوستان و متعلقان و پيوستگان يكديگر كنند و به نفايس و ظرايف « 5 » و تحف و لطايف دلدارى يكديگر به جاى آرند و در نعمت با هم مساهمت و مشاركت « 6 » نمايند تا در بليت از يكديگر معاونت بينند « 7 » . معرفت جستن تو با خدا در سرّا آنست كه شكر نعمت حق بگزارى « 8 » و با بندگان و آفريدگان و دوستان او حسن معاشرت و مواسا « 9 » به جاى آرى ، و نعمتى كه خداى - تعالى - ترا بدان مخصوص و ممتاز گردانيده است در مبرات و خيرات و صدقات « 10 » مصروف كنى « 11 » ، در حالت مسرت و شادمانى ، اخلاص در دعا و تهجد در عبادت به جاى آرى تا در حالت شدت ، خداى - تعالى - حافظ « 12 » و ناصر و يار و دستگير تو باشد « 13 » . و درين معنى مىگويم :
شعر « 14 »
تعرف الى اللّه فى نعمة * تنل منه « 15 » معروفه فى البلا
و لا تنهرن « 16 » بلا سائلا * اذا انت لم ترض منه بلا « 17 »
و بالحسن لا تفتخر معجبا * و كن ذاكرا حالة فى البلا « 18 »
هامش
( 1 ) - مل ، ر : زياده و كم و نقصان . چا ، چب : زياده و نقصان
( 2 ) - مل :
قصور
( 3 ) - چا ، چب : معروفيت
( 4 ) - مل ، ر : چيزى از يكديگر
( 5 ) - مجا ، ت : طرايف
( 6 ) - ر : مسامحت . مجا : مشاركت و مساهمت
( 7 ) - مل :
خواهند
( 8 ) - ت ، چا ، چب : بگذارى
( 9 ) - چا ، چب : مواسات
( 10 ) - مجا ، ت افزوده است : و مروات . چا ، چب : و مرادات
( 11 ) - ر : معروف گيتى
( 12 ) - مل : حافظ شادمانى
( 13 ) - ت : گردد
( 14 ) - ت : العربية
( 15 ) - مج : فيه
( 16 ) - ت : ينهون
( 17 ) - ت : البلا
( 18 ) - ت : البلى .