تا به نگاه داشت او از زوال نعمت ( او و وقوع بليت او ) « 1 » محفوظ مانى و به نظر عنايت و عاطفت او ملحوظ گردى « 2 » . و درين معنى مىگويم « 3 » :
العربية « 4 » .
حافظ على اللّه فى اوامره * يحفظك الله من بليات
الله يحميك كيف تحفظه * يحفظك الله حفظ طاعات « 5 »
الترجمه « 6 » :
جانب حق نگاه دار به صدق * تا ترا از بلا نگه دارد
پا « 7 » چو از معصيت كشيده كنى * او به دست بلات نسپارد
احفظ الله تجده امامك « 8 » ، خداى را نگاه دار تا در پيش خويش يا بى ، نگاه داشت خدا همانست كه تقرير رفت و در محافظت عبوديت به تحرير پيوست . اما گفتهاند كه در پيش خويش يا بى « 9 » ، پيشى نه از راه جهت است « 10 » ( و درين معنى مىگويم ) : « 11 »
مپندار حق را تو اندر جهت * جهت آفرين در جهت كى بود ؟
نه در « 12 » شى بود گرچه « 13 » خوانيش شى * قديمى كه او مبدع شى بود
معنى آن بود كه چون پس امر او روى « 14 » هر كجا روى به رحمت و عصمت در پيش « 15 » تو بود كه
( فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ )
« 21 » . بيشى و پيشى
هامش
( 1 ) - مل ، ر : ندارد
( 2 ) - مل : خود را ملحوظ گردانى
( 3 ) - ت : مىگويد
( 4 ) - از مجاوت . مج : شعر
( 5 ) - مل ، ر ، چا ، چب : ابيات عربى را ندارد
( 6 ) - مل :
قطعه
( 7 ) - مج : تا
( 8 ) - ت : انك . مل : اياتك
( 9 ) - مل : اما آنچه گفتهاند كه خداى عز و جل را در پيش خود يا بى . ر : اما آنچه گفتهاند كه خدا را در خويش بيش يا بى . ت : اما كه گفت كه در پيش خويش يا بى
( 10 ) - ت و مجا افزوده است : تعالى الله عنه
( 11 ) - ت : شعر . مل : قطعه
( 12 ) - ت : نه چون
( 13 ) - مل : آنچه
( 14 ) - مل ، ر : يعنى اگر اطاعت امر او كنى
( 15 ) - مل ر : در پيش و پس .
( 21 ) - البقره ، 109