تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
آيد « 1 » ، و روشن كردن معامله‌اى كه تقرير آن را عهدى بعيد بايد ، و از زبان معتصم جمعى را بر من موكل كرد كه مگذاريد كه از جاى برخيزد تا آن محاسبه و معامله محرر و مقرر گرداند « 2 » . از هيبت اين واقعه مدهوش و از صعوبت اين حادثه بيهوش گشتم و گفتم : جسارت او برين تكليف مالايطاق و تعنيف « 3 » برين ميثاق « 4 » جز آن نيست كه هلاك مرا بهانه‌اى و از پاى درآوردن مرا دست آويزى مىطلبد و اين كار با معتصم تدبير كرده است و آنچه مغير « 5 » راى او باشد در حق من تقرير « 6 » كرده . متيقن به فنا « 7 » در فناى خود نزول كردم و چون شب تاريك شد بفرمودم « 8 » تا مشاعل « 9 » بر افروختند و همه شب آتش همى سوختند و من چون آستانهء خانه « 10 » سر بر گردن « 11 » افتاده و چون گرد ران در پس زانو نشسته و در كار خود متفكر و در احوال خود « 12 » متدبر مانده ؛ ز نخ را از دست ستونى ساخته « 13 » و سر از ضجرت در پيش انداخته « 14 » ، خواب بر چشم من غلبه كرد ، در خواب ديدم كه شخصى در پيش من بايستادى و اين آيت بر خواندى . قوله تعالى :
( قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً لَئِنْ أَنْجانا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ قُلِ اللَّهُ يُنَجِّيكُمْ مِنْها وَ مِنْ كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَ )
« 21 » چون آن بشارت به گوش من آمد « 15 » چشم باز كردم ، روشنائى
هامش
( 1 ) - مل ، ر : نشدى . مش ، چا ، چپ : نيايد ( 2 ) - مش ، چا . چب : تا آن محاسبه محرر و آن معامله مقرر گرداند ( 3 ) - مل : تعنف ( 4 ) - مش : مشاق ( 5 ) - ت : معير . مل : متعين . ر : مستعين ( 6 ) - ر : تقدير ( 7 ) - ت : عنا ( 8 ) - مل ، ر : بفرمود ( 9 ) - مش ، چا ، چب : مشعلها ( 10 ) - مجا و چا : ندارد ( 11 ) - مل : سرگردان ( 12 ) - مل : احوال او ( 13 ) - مل ، ر : ساختم ( 14 ) - مل ، ر : انداختم ( 15 ) - مج ، ت : به گوش آمد . ( 21 ) - الانعام ، 63 و 64
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 47 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى