تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
واقعه‌اى سهمناك برسد « 1 » و بيم هلاك باشد بايد كه جامهء پاك بپوشد « 2 » و بر فراش پاك بخسبد و چون بخواهد خفت سورهء ( و الضحى ) و سورهء ( و الليل ) هفت بار بخواند و پس بگويد : ( اللهم اجعل لى فرجا و مخرجا من امرى ) به همه حال در شب اول يا دوم يا سوم ، همچنين غايت تا شب هفتم « 3 » در فرج و خلاص بر وى « 4 » بگشايند و آنچه صلاح « 5 » او باشد به دو نمايند . پس از آن به سالها مرا واقعه‌اى افتاد « 6 » كه محبوس « 7 » كردند و آن حبس بر من دراز شد « 8 » و اين خبر بر خاطر من پوشيده گشته بود « 9 » تا روزى مرا اين خبر « 10 » ياد آمد ، شاد گشتم و آن شب اين سورتها « 11 » بخواندم ؛ همچنين تا شب چهارم « 12 » به خواب ديدم كه گوينده‌اى با من گفت : خلاص تو بر دست على بن ابراهيم است . بعد از دو روز جوانى نزديك « 13 » من آمد « 14 » كه من او را نمىشناختم و گفت : ترا كفالت كرده‌ام « 15 » و ضامن شده « 16 » و دست من گرفت « 17 » و از حبس بيرون آورد . از اقرباى خود پرسيدم كه او كيست و سبب احسان او در حق من چيست ؟ گفتند : جوانى است بزاز « 18 » از اهل « 19 » اهواز و او را
هامش
( 1 ) - مجا : رسد سهمناك . ت ، مش ، چا ، چب : سهمناك پيش آيد ( 2 ) - مل ، ر : در پوشد ( 3 ) - م : تا غايت شب هفتم . مل : غايتش تا ششم و هفتم . ر : تا شب پنجم و هفتم . چب ( در حاشيه آورده است ) ( 4 ) - ر : بر روى وى . ت ، م : برو ( 5 ) - ت ، م ، چا ، چب : سبب خلاص . مجا : خلاص ( 6 ) - مل : پيش آمد ( 7 ) - ر : محبوسش ( 8 ) - مل ، ر : به طول انجاميد ( 9 ) - مجا : پوشيده گشت ( 10 ) - م ، چا ، چب : تا مرا روزى آن خبر . مج و مل : كلمهء خبر را ندارد ( 11 ) - م ، ر : سوره‌ها . مل : سورها ( 12 ) - مش : چهارشنبه ( 13 ) - مل : نزد ( 14 ) - ت : درآمد ( 15 ) - م : كه مهم ترا . . . مل : ترا كفايت كرده‌ام . مش ، چا ، چب : كه مهم تو كفايت كرده‌ام ( 16 ) - ر : شده‌ام . چا ، چب : شدم ( 17 ) - مل : پس دست مرا گرفته ( 18 ) - ت : ندارد ( 19 ) - مجا ، م ، چا : ندارد .