در شدايد و بليات « 1 » دنيا و آخرت ايشان را بس باشد .
و سعيد بن عنبسه « 2 » روايت كرد و گفت : روزى نشسته بودم و مردى با من نشسته بود و با سنگريزه « 3 » بازى ميكرد ، ناگاه سنگريزهاى در گوشش افتاد و به بسيار كوشش « 4 » از گوشش بيرون نتوانستند آورد « 5 » و دردى اليم و محنتى عظيم « 6 » به سبب آن به وى رسيد و از زحمت آن سنگ بىسنگ « 7 » شد و از درد گوش بيهوش « 8 » ، و مدتها آن محنت مىكشيد و نداى فرجى به گوشش نمىرسيد تا روزى كه رنج سخت بود و اميد نجات سست « 9 » ، و دل شكسته و يقين به هلاك درست « 10 » ، ناگاه شنيد كه خوانندهاى « 11 » اين آيت مىخواند « 12 » :
( أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ )
« 21 » . گفت : « خدايا مجيب توئى « 13 » و مضطر من ، اگر وقت آمد رحمت آر « 14 » بر من » . اين سخن هنوز در دهانش « 15 » بود كه آن سنگ بىكوشش از گوشش « 16 » بيفتاد و آن دربسته بىگشايندهاى « 17 » بگشاد « 18 » و آن درد و كلفت بىدوايى « 19 » زايل گشت . بيت « 20 » .
هامش
( 1 ) - م : بليت
( 2 ) - م : عتيبه . مل ، ر : عتبه . چا ، چب : عيينه
( 3 ) - مج ، ت : سنگريزهاى
( 4 ) - م : و بسيار گوشش درد كرد . ر : و بسيار كوشش نمودند . چا ، چب ، و بسيار كوشش كردند
( 5 ) - ر : نتوانستند از گوشش بيرون آورد
( 6 ) - ر ، چا ، چب : و دودى عظيم و محنتى اليم
( 7 ) - ت ، ر ، مل : بىآرام
( 8 ) - ت ، چا ، چب افزوده : شد . مجا : گشت مل ، ر : گرديد .
( 9 ) - مل : نداشت
( 10 ) - مل ، ر : و يقين بر هلاك نهاده
( 11 ) - مل ، ر : كسى
( 12 ) - م : قوله تعالى
( 13 ) - ت : توى . م : اين كلمه را ندارد
( 14 ) - مل : فرست
( 15 ) - جز نسخهء اساس ( مج ) ساير نسخ : زبانش
( 16 ) - چا ، چب : از گوشش بىكوشش
( 17 ) - مجا : گشاينده
( 18 ) - مل ، ر : گشاده شد
( 19 ) - مجا :
تكلف . . . ت ، م : درد بىتكلف دوايى . چا ، چب : و آن درد را بىتكلف دوائى
( 20 ) - م ، ر : بيت . مل : قطعه . چب : نظم .
( 21 ) - النمل ، 62