چون تو در محنتى فرومانى * جز به فضل خدا دوا مطلب
مرهم دردها خدا بخشد * مرهم خود جز از خدا مطلب
درد دل را « 1 » ز غايت اخلاص * هيچ شافى به جز « 2 » دعا مطلب
و عمر بن الخطاب « 3 » به امين امت ابو عبيدهء جراح گفت ، در بليتى كه بود : ( مهما ينزل « 4 » بامرء من شدة يجعل الله بعدها فرجا و انه لن يغلب عسر يسرين « 5 » ) .
و انه يقول :
( اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ )
« 17 » .
ترجمه آنست كه هرگاه كه شدتى و بليتى « 6 » به مردى نازل شود به همه حال آن بلا را نهايتى و آن محنت « 7 » را غايتى باشد و خداى - تعالى - فرج و مخرج ارزانى دارد و هرگز يك دشوارى برد و آسانى غالب نگردد . و به درستى كه خداى تعالى در مصحف « 8 » مجيد فرمود كه در كارها صبر و شكيبايى سرمايهء خود سازيد و تقوى و ورع شعار و دثار خود « 9 » ، تا باشد كه رستگارى يابيد « 10 » . شعر « 11 » .
راست كارى « 12 » اگر كنى عادت * به همه حال رستگار شوى
دستگيرت شود خدا به فرج * گر تو در صبر پايدار شوى « 13 »
حكايت كرد « 14 » از بزرگان بغداد شخصى كه در سخن مصدق بود و راستگويى او محقق ، « 15 » كه « 16 » در بعضى از كتب خواندم كه چون كسى را
هامش
( 1 ) - مجا : دلها
( 2 ) - مجا : جز از
( 3 ) - در مج و مجا محو و مخدوش است
( 4 ) - ت : تنزل
( 5 ) - مل ، ر : على يسرين . چا ، چب : بيسرين
( 6 ) - م ، چا ، چب : شدت و بليت
( 7 ) - م : درد
( 8 ) - چا ، چب : قرآن
( 9 ) - مجا : خود داريد . مل ، ر ، چا ، چب : خود كنيد
( 10 ) - م : باشد
( 11 ) - م ، ر : بيت . مل : قطعه . مج و مجا : عنوان ندارد
( 12 ) - ر : رستگارى
( 13 ) - مجا :
كز تو در صبر پايدار شود
( 14 ) - مج و مل ندارد
( 15 ) - مل ، ر : و راستگوى و محقق
( 16 ) - مج ، مل ، ر : گفت كه .
( 17 ) - آل عمران ، 200