آورد ) « 1 » و ميان ايشان غبارى كه نشسته بود برخاست و فتنهاى « 2 » كه برخاسته بود بنشست و سبب آن خواب بود و مايه آن صدقه كه مادر ابو جعفر « 3 » مىداد .
فصل - و اين حكايت منبى است « 4 » از فايدهاى كه « 5 » در صدقه دادن هست و محرضّ بر آنكه هر كه خواهد كه از بلاها ايمن باشد و خداى - تعالى « 6 » - او را از آفات و بليّات نگاه دارد بر صدقه دادن مواظبت « 7 » نمايد و اگر چه اندك باشد كه مصطفى - صلوات اللّه و سلامه عليه « 8 » - فرموده است « 9 » كه « 10 » ( تصدّقوا و لو بشّق تمرة ) : صدقه دهيد و اگرچه نيم خرما باشد « 11 » . و هم او مىفرمايد « 12 » كه « 13 » : ( الصدقة ترد البلاء ) . و من مىگويم :
العربيّه
تصّدق اذا رمت ردّ البلاء * و لا تخب المستميح « 14 » بلا
و كن موقنا انّ ما جدت به * تجدّد « 15 » جدّك ايوم البلى
الفارسيّه « 16 » :
نيست چون اعتماد بر فردا * بده امروز آنچه ما حضرست
صدقه دافع بلا باشد * و ندرين هم حديث و هم خبر « 17 » است
هامش
( 1 ) - مجا : ندارد
( 2 ) - اساس : بر فتنهاى
( 3 ) - اساس :
جعفر
( 4 ) - ت : منتيست
( 5 ) - ت : ندارد
( 6 ) - مجا ، ت و م : ندارد
( 7 ) - ت ، م و چاپى : مداومت
( 8 ) - مجا : صلى الله عليه و آله و سلم . ت : ندارد
( 9 ) - مجا : گفت . ت : مىفرمايد
( 10 ) - مجا : ندارد
( 11 ) - مجا : بود
( 12 ) - مجا : مىگويد
( 13 ) - مجا و ت : ندارد
( 14 ) - مجا : المستمتح
( 15 ) - مجا : تجدك
( 16 ) - مجا : ندارد
( 17 ) - ت و چا : اثر