تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
مىدهم تكاسل مىكرد و تغافل مىنمود . گفتم : چراغ درگير « 1 » . به زودى « 2 » چراغ برافروخت و آن رؤيا كه ديده بودم با او حكايت كردم . گفت : باشد كه خداى - تعالى ترا عافيت كرامت كند و اين بلا را كه به غايت كشيده است و به نهايت انجاميده بر تو بر سر آرد . و دست من بگرفت « 3 » و گفت : برپاى خيز . ( بر پاى خاستم ) « 4 » و تكيه بر خادمه « 5 » كردم و برفتم و باز بنشستم و سه بار همچنين كردم . بار « 6 » چهارم تنها برخاستم و برفتم و از آن روز باز قوّت و صحّت « 7 » ( در « 8 » زيادت بود ) « 9 » . فصل - و هرچند اين جنس كرامتها از آنجا كه وهم باطل تست كه تو آن را عقل مىشمارى محال مىنمايد امّا چون دستگير خدا « 10 » و پايمرد مصطفى باشد شگفت نبايد داشت ( و به ايمان و تصديق تلقّى « 11 » بايد كرد ) « 12 » چنان كه گفته‌ام : العربيّه
ان قيل قد « 13 » دفع المولى اذى مرض * عن هايم دمعه فى ضرّه هامى
فكن به مؤمنا بالصدق معترفا * و لا تقل قصرت عن ذاك اوهامى
هامش
( 1 ) - مجا : بگير م : روشن كن . چاپى : برافروز ( 2 ) - ت افزوده : كه همين لحظه چراغ آفرينش را در خواب ديدم خادمه برخاست و . م و چاپى : كه همين لحظه چراغ آفرينش را به خواب ديدم خادمه برخاست و ( 3 ) - ت : گرفت ( 4 ) - مجا : برخاستم ( 5 ) - ت : خادم ( 6 ) - مجا و م : نوبت ( 7 ) - ت افزوده : هر روز ( 8 ) - مجا : ندارد . ( 9 ) - مجا : زيادت شد . م : در تزايد بود . چا : در تزايد است . ( 10 ) - مجا : خداى ( 11 ) - م : تلقين ( 12 ) - مجا : ندارد ( 13 ) - ت : ندارد
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 528 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى