متقاصى و وكيل قاضى ( به ضرورت ) « 1 » مستتر و متوارى گشت و روى به دعا و نماز و اظهار تضرع و نياز آورد و روز صايم و شب قايم مىبود تا شب آدينه « 2 » نماز و دعاى بسيار و خضوع و خشوع « 3 » بىشمار نموده بود « 4 » در خواب ديد پيغامبر « 5 » را « 6 » - صلوات اللّه عليه « 7 » - كه « 8 » او را گفتى به نزديك على بن عيسى رو - و ( اين على بن عيسى در آن وقت ) « 9 » وزير خليفه بود - فرمودهام تا چهارصد دينار به تو دهد ، از « 10 » او بستان . عطار « 11 » گويد : از خواب درآمدم و با خود گفتم : رسول - عليه السلام « 12 » - فرموده است « 13 » : ( من رآنى فى النوم فقد رآنى « 14 » فان الشيطان لا يتمثل بى ) : معنى آن است كه هر كه مرا در خواب بيند مرا ديده باشد ، شيطان نتواند كه خويشتن « 15 » به من ماننده كند . به همه حال آن خواب صدق « 16 » باشد . بامداد « 17 » پگاه برخاستم و روى به خانهء وزير آوردم ، و چون به در سراى « 18 » رسيدم حجاب و نواب « 19 » مرا ( از دخول منع كردند ) « 20 » . بر درگاه بنشستم « 21 » و « 22 » دلتنگ شدم « 23 » و از آن بار نايافتن بار عظيم بر دل من نشست ، و گفتم : ( من « 24 » بار اين مذلت « 25 » ) « 26 » نتوانم كشيدن « 27 » و عزم مراجعت كردم ، و در اين تفكر بودم كه ( امام اعظم ) « 28 » شافعى -
هامش
( 1 ) - مجا : ندارد
( 2 ) - ت : آدينهاى كه . چاپى : آدينه كه .
( 3 ) - مجا : خشوع و خضوع
( 4 ) - ت : ندارد
( 5 ) - مجا : كه پيغامبر
( 6 ) - مجا : ندارد
( 7 ) - مجا : صلى الله عليه و على آله و سلم
( 8 ) - مجا : ندارد
( 9 ) - مجا به جاى عبارت ميان پرانتز آورده است : او
( 10 ) - ت : و از
( 11 ) - مجا : آن عطار
( 12 ) - مجا : صلى الله عليه و على آله و سلم
( 13 ) - ت : افزوده كه
( 14 ) - ت : انى
( 15 ) - مجا : خود را
( 16 ) - مجا : راست
( 17 ) - ت : و بامداد
( 18 ) - مجا : سرا
( 19 ) - م و چاپى : بواب
( 20 ) - مجا ، ت ، م و چاپى : منع كردند از دخول
( 21 ) - ت افزوده : چندانكه
( 22 ) - مجا و ت : ندارد
( 23 ) - مجا : ندارد
( 24 ) - ت : ندارد
( 25 ) - ت : منزلت
( 26 ) - به جزم : من بارى اين مذلت
( 27 ) - مجا : كشيد
( 28 ) - ت : ندارد