از آن ستم كه كشيدم استعانت « 1 » خواستم ، و چون در سجده دير بماندم خواب بر چشم « 2 » من غلبه كرد ، در خواب ديدم كه هم بر آن حالت در نماز ايستاده « 3 » بودمى و دست به دعا برداشته ، خزيمه مرا بديدى [ و ] آواز دادى كه لا تفعل « 4 » لا تفعل ، مرا دعاى بد مكن ، فردا « 5 » پگاه به نزديك من آى تا با تو نيكويى كنم و ترا ايالت دهم « 6 » . چون از خواب درآمدم آن خوف از دل من رفته « 7 » بود و قوتى در نهادم « 8 » ظاهر گشته و ( اميدى در سينهء من جاى گرفته ، [ گفتم ] : بامداد « 9 » به نزديك او روم باشد كه ) « 10 » رقتى در دل او افكنده باشند « 11 » و بر من ببخشايد و درى از تربيت بگشايد . و چون بيامدم بعد از آن خود صورت « 12 » حال مشاهده فرمودى . حسن گفت : مرا از اتفاق هر دو خواب عجب آمد و آنچه از امير شنيده « 13 » بودم با او حكايت كردم و چون به نزديك خزيمه رفتم « 14 » و آنچه از حامد شنيده « 15 » بودم تقرير كردم تعجب نمود و بعد از آن پيوسته جانب او متعهدا « 16 » رعايت فرمودى و در ( اكرام و عزيز داشت « 17 » ) « 18 » او مبالغت نمود [ ى ] « 19 »
فصل - و در اين حكايت به دو پند بهرهمند مىبايد شد :
يكى - آنكه هر كه از فضل خداى - تعالى - « 20 » اميدوار مرحمت
هامش
( 1 ) - مجا ، ت : استغاثت
( 2 ) - ت : خشم
( 3 ) - ت : استاده
( 4 ) - ت : لا يفعل
( 5 ) - مجا : فرا
( 6 ) - مجا ، ت : فرمايم . ت افزوده :
و ولايت دهم .
( 7 ) - ت ، م و چاپى : شده
( 8 ) - مجا ، ت ، م :
نهاد من
( 9 ) - اساس : ندارد
( 10 ) - م : ندارد
( 11 ) - مجا ، ت :
باشد . م : كه باشد
( 12 ) - مجا ، ت ، م : ندارد
( 13 ) - مجا : شنوده
( 14 ) - مجا : رسيدم
( 15 ) - مجا : شنوده
( 16 ) - اساس : معتقدا .
مجا ، ت ، م : متعمدا . چاپى : عمدا ( متن از اصل عربى تصحيح شد )
( 17 ) - چاپى :
اعزاز
( 18 ) - م : اعزاز و اكرام
( 19 ) - اساس : نمود
( 20 ) - مجا ، ت : ندارد