از ظالمان بستاند و داد ضعفا از بيدادگران « 1 » بخواهد [ و اين ابيات مبنى است برين « 2 » معانى ] « 3 » :
[ العربيه ] « 4 »
غرتك دنياك يا مغرور بالجاه * لا انت تبقى و لا هى « 5 » ايها اللاهى
انصف رعاياك فى كل الامور و خف * عن استغاثة مظلوم الى الله
[ الفارسيه ] « 6 » :
( اى بنده تو از گنه « 7 » ) « 8 » ز اللّه بترس * زان روز كه سودت نكند جاه بترس
وى شه تو به جوشن و سپر غره مشو * از تير جگردوز سحرگاه بترس
الحكاية الحادية عشر « 9 » [ من الباب السادس ] « 10 » - در كتب تواريخ مسطور « 11 » است كه از اهل كرخ عطارى بود به غايت متقى و [ مستور ] « 12 » و به صلاح و سداد معروف و مشهور و به امانت و ديانت موسوم و مذكور ، قرض بسيار بر وى جمع شد و وجوه ادا به دست نمىآمد . از ملازمت
هامش
( 1 ) - مجا : بيدادگان
( 2 ) - ت : ازين
( 3 ) - اساس :
ندارد ( ت افزود . كه ذكر كرده آيد )
( 4 ) - اساس : ندارد
( 5 ) - مجا : لائى
( 6 ) - اساس : ندارد
( 7 ) - مجا : تو در گنه
( 8 ) - ت : اى بدرهء پر گنه
( 9 ) - ت ، م : الحادى عشر
( 10 ) - اساس : ندارد
( 11 ) - م و چاپى :
مذكور
( 12 ) - اساس : ندارد