تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
و از بيداد تو فرياد خواهم خواند « 1 » ( و از دست جور تو داد مىخواهم « 2 » ) « 3 » تا آنگه كه جبار قهار منتقم منتصف « 4 » يعنى خداى - جل جلاله « 5 » - مرا به مقصود رساند و داد من بدهد و « 6 » انصاف از تو بستاند . چون آن بشنيدم چنان پنداشتم كه او را مىگويم كه مرا بعد از اين دعاى بد مكن تا بامداد به « 7 » لطف و احسان كار تو نيكو گردانم و ايالت ولايتى « 8 » عريض و بسيط به تو دهم . و « 9 » چون بيدار شدم از اين خواب شگفت بماندم و با خود گفتم : بر آن مرد « 10 » ظلم كردم و حق شيخوخت و تقدم او « 11 » رعايت نفرمودم و در مذلت و اهانت او ( بى ) جرمى بكوشيدم ؛ اگر او در طلب رزق خويش « 12 » الحاحى كرد يا مداومتى نمود ويرا بدين چه سرزنش توان كرد ؟ و دانستم كه آن خواب موعظتى است و تنبيهى كه حق « 13 » - تعالى - ارزانى داشت . و با خود مقرر كردم كه « 14 » بامداد وعده‌اى « 15 » كه در خواب داده‌ام وفا كنم و رضاى او به ابتغاى مرضات اللّه - تعالى - حاصل گردانم . و رؤيت درگاه « 16 » ثمرهء آن رؤيا بود و آن بيدارى نتيجهء آن خواب . حسن بن سلمه گويد : من راى او را به محمدت تقويت و تصويب كردم و بر وى در بذل آن « 17 » مكرمت دعا گفتم و چون به خانه مراجعت كردم آن مرد [ حامدا كاسمه ] « 18 » به نزديك من آمد و گفت : يا جهينة الاخبار « 19 » از مصدوقهء حال و كار اخبار فرماى . گفت : آن روز كه
هامش
( 1 ) - ت : ميخواهم داشت ( 2 ) - ت : مىخواهم خواست ( 3 ) - مجا : عبارت ميان پرانتز را ندارد ( 4 ) - مجا : منتصف منتقم . ( 5 ) - م افزوده : و عم نواله ( 6 ) - ت : ندارد ( 7 ) - مجا و ت : ندارد ( 8 ) - مجا ، ت ، م : ولايت ( 9 ) - مجا : ندارد ( 10 ) - ت : مرد مظلوم ( 11 ) - ت : او را ( 12 ) - مجا : خود ( 13 ) - ت : ندارد ( 14 ) - مجا : ندارد ( 15 ) - مجا : كه وعده . ت : به وعده‌اى كه . م : به وعده كه ( 16 ) - ت : و رويه درين كار . م و چاپى : و رويت در اين كار ( 17 ) - مجا : اين ( 18 ) - اساس : ندارد . مجا : حامد كاسمه ( از ت ، م و چاپى افزوده شد ) ( 19 ) - م و چاپى : حسنة الاخبار