تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
به سراى امير المؤمنين موافقت كن . و براند تا به سراى امير المؤمنين ، و ما نيز در موكب برانديم ( و او به سراى امير المؤمنين در رفت و ما تا « 1 » مقامى كه حد ما بود در رفتيم « 2 » ( و بر عادت ) « 3 » بنشستيم ) « 4 » . حامد بيامد و به نزديك من بنشست . گفتم : از كيفيت ماجرى و سبب جرأت تو با آن تهديد و وعيد كه ديروز « 5 » شنيدى و نرمى و تملق او با تو بعد از آن غلظت و فظاظت مرا اعلام كن . گفت : خوشدل « 6 » باش ، اين « 7 » حال با تو شرح نخواهم داد الا آخر كار و ما هنوز در اين مقال « 8 » بوديم كه حامد را بخواندند « 9 » ، و « 10 » زود « 11 » بيرون آمد خلعت خليفه پوشيده « 12 » و لوائى با او بر اثر « 13 » مىآوردند و ايالت كنار فرات « 14 » باسرها « 15 » به دو مفوض كرده برخاستم و تهنيت كردم « 16 » و گفتم : اكنون هم وقت نيست ؟ گفت : تا با خدمت رسم و برفت . و من منتظر خزيمه بودم تا بيرون آمد و « 17 » با سراى خود رفت و « 18 » چون بنشست روى به من آورد و گفت : همانا كه « 19 » بر اين تربيت كه امروز حامد بن - عمرو را كردم بر من انكار مىكنى و مىگويى كه « 20 » حال امروز با مقال ديروز « 21 » موافق نيست و از گفتار تا كردار بعد مسافتى « 22 » هرچه تمامتر است . گفتم : بلى ايها الامير . گفت : بدان كه در آن وقت كه من « 23 » با او آن
هامش
( 1 ) - ت : با ( 2 ) - مجا و ت : برفتيم ( 3 ) - مجا : ندارد ( 4 ) - عبارت در مجا چنين است : و تا مقامى كه حد ما بود برفتيم و بنشستيم و او به سراى امير المؤمنين در رفت ( 5 ) - مجا : ديك . ت : دى ( 6 ) - ت : خاموش دل ( 7 ) - ت : كه ازين ( 8 ) - مجا ، ت ، م : سخن ( 9 ) - مجا : ت : درخواندند ( 10 ) - مجا : و در رفت ( 11 ) - مجا ، ت ، م : و در زودترين وقتى ( 12 ) - مجا ، ت : درپوشيده ( 13 ) - مجا : بر اثر او . ت : با او برابر ( 14 ) - ت : ورارت ( 15 ) - ت : ندارد ( 16 ) - ت ، م : گفتم ( 17 ) - ت : ندارد ( 18 ) - مجا : ندارد ( 19 ) - مجا : ندارد ( 20 ) - ت : ندارد ( 21 ) - مجا : ديگر . ت ، م : دى . ( 22 ) - چاپى : مخالفتى ( 23 ) - ت : ندارد
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 511 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى