تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
و ارباب مهمات رقاع و قصه‌ها كه نسخ كرده بودندى به حاجب « 1 » تسليم مىكردندى « 2 » و براى « 3 » مطالعهء قصص و رقاع خداوندان وقايع كاتبى على - الانفراد نصب فرموده « 4 » بود تا هرچه بر وى رفع كردندى تفحص « 5 » آن بفرمودى ؛ هرچه از آن جمله بودى كه شايستى كه « 6 » بىاستطلاع راى او جواب نويسد به نيابت « 7 » جواب نوشتى و هرچه به وقوف او بر مضمون آن حاجت افتادى بر وى « 8 » عرضه داشتى ( و هرچه از اصحاب التماس و عطا و رفد ) « 9 » بودندى همه را « 10 » به اسعاف و انجاح مقرون گردانيدى و جمله مسرور « 11 » و خوشدل بازگشتندى . و از جملهء جماعتى كه در كارهاى ديوانى تصرف « 12 » كردندى و متقلد اعمال « 13 » بودندى « 14 » مردى بود با جمال و فصاحت و كمال و سماحت نام او حامد بن عمرو الحرانى « 15 » و هرگه « 16 » متعطل « 17 » و بيكار بودى ( در طلب عمل و شغل ) « 18 » الحاح بسيار نمودى و پيوسته بر التماس ملازمت و مداومت كردى و روزهاى سه‌شنبه از خزيمه درخواست « 19 » كردى ، و اگر « 20 » مقصود ( به حصول ) « 21 » نپيوستى [ بدان قناعت ننمودى و ] « 22 » بر در سرا ملازم بودى تا چون برنشستى [ در راه ] « 23 » با او سخن گفتى و در سراى
هامش
( 1 ) - مجا : حاجت ( 2 ) - ت : كردندى ( 3 ) - ت : بران ( 4 ) - مجا : كرده ( 5 ) - مجا ، ت : تصفح و تفحص آن ( 6 ) - ت : ندارد ( 7 ) - ت : به نيابت او ( 8 ) - مجا : برو ( 9 ) - عبارت ميان پرانتز در مجا چنين است : و هر زوار و سؤال و ملتمس رفد و عطا كه . ت : و هرچه زوار و سؤال و ملتمس رفد و عطا ( 10 ) - مجا : ندارد ( 11 ) - چاپى : مبرور ( 12 ) - مجا : تصرفى ( 13 ) - چا : عمال ( 14 ) - ت : بودند ( 15 ) - در چاپى : حامد بن عمر الحارثى ( 16 ) - ت : و هرگه كه ( 17 ) - مجا ، ت و چاپى : معطل ( 18 ) - مجا : در طلب شغل ( 19 ) - مجا : خواست ( 20 ) - مجا : و چون ( 21 ) - مجا : ندارد ( 22 ) - از ت و چاپى افزوده شد . مجا : بران منازعت نمودى و ( 23 ) - اساس : ندارد