العربيه
انّ الوسائل و الاسباب اختلفت * للناس فى حالتى رزق و حرمان
لا تنكرون من التقدير نادرة * و كن مقرا بها من حسن ايمان « 1 »
[ الفارسيه ] « 2 » :
خداى - عز و جل - را لطيفههاست بسى * چو خواهد او كه كسى را كند به حق يارى
عجايبست در احكام او و اسرار است « 3 » * نه آن چنان كه ز روى گمان تو پندارى
عجب مدار نوادر از او و چون « 4 » ديدى * به صدق و ايمان شايد كه اعتراف آرى « 5 »
ز خواب غفلت بيدار گرد تا بينى * دقايق كرم او به خواب و بيدارى
الحكاية العاشرة - آوردهاند كه خزيمة بن الحازم را كه همگى خليفه او بود ( و مدار خلافت در بغداد ) « 6 » بر وى ، ( چنان عادت بودى ) « 7 » كه هر روز سه شنبهى « 8 » بار عام دادى و هيچكس را حجاب « 9 » نكردى .
معارف و بزرگان سلام مىكردندى و بازمىگشت « 10 » و اصحاب حوايج
هامش
( 1 ) - ت : و كن مقرا بما يبنى به الماتى
( 2 ) - از ت افزوده شد
( 3 ) - ت : اسرارش
( 4 ) - چاپى : تو چون
( 5 ) - مصراع در چاپى چنين است : به صدق بايد و ايمان كه اعتراف آرى
( 6 ) - مجا ، ت : در بغداد و مدار خلافت
( 7 ) - مجا ، ت ، م : عادت چنان بودى
( 8 ) - ت : سهشنبدى . م و چاپى :
سهشنبه
( 9 ) - ت : حجت . م : عجب
( 10 ) - ت : بازگشتندى