تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
سرا بستانى است و در آن بستان بر فلان موضع درختى است ، در « 1 » زير آن درخت سى هزار دينار زر « 2 » است مدفون « 3 » ، من چنين خوابى ديدم « 4 » و هرگز « 5 » بدان التفات « 6 » نكردم ، تو احمق « 7 » به خوابى كه ببينى « 8 » مفارقت اهل و وطن اختيار كنى « 9 » و سفرى « 10 » دراز « 11 » در پيش گيرى « 12 » . من چون آن سخن بشنيدم « 13 » قوى دل شدم و آن شب در مسجدى بخفتم و ديگر روز « 14 » روى به بغداد نهادم . چون به بغداد رسيدم آن درخت از آن موضع بركندم و سى هزار دينار برگرفتم « 15 » و خداى را ( سجدهء « 16 » شكر گزاردم « 17 » و از آن روز باز « 18 » در خفض عيش و رفاغت « 19 » نعمت و ( رفاهيت و ) « 20 » دولت روز « 21 » مىگذاشتم . فصل - هرچند بعضى مردمان « 22 » كه دعوى عقل كنند جنس اين حكايتها « 23 » محال دانند « 24 » و از راه ضعف يقين در تصديق و تحقيق « 25 » اين انواع به « 26 » شك باشند « 27 » اما محققان معتقد و مؤمنان صادق را جنس اين ( اتفاقات از ) « 28 » نيكوكارى [ هاى خدا ] « 29 » و خفيات الطاف او در حق بندگان عجب ( نبايد داشت ) « 30 » چنان كه گفته‌ام :
هامش
( 1 ) - مجا : كه در ( 2 ) - ت : ندارد ( 3 ) - مجا ، م : مدفون است ( 4 ) - ت : بديدم ( 5 ) - مجا : هيچ ( 6 ) - مجا : التفات بدان ( 7 ) - ت : به احمقى ( 8 ) - مجا ، ت : ندارد ( 9 ) - مجا ، ت ، م : كرده ( 10 ) - مجا ، ت : سفر ( 11 ) - ت ، م : دور و دراز ( 12 ) - مجا ، ت ، م : گرفته ( 13 ) - مجا : بشنودم ( 14 ) - مجا : روز ديگر ( 15 ) - ت : ازان موضع برگرفتم ( 16 ) - ت : ندارد ( 17 ) - مجا : بياوردم . ت : كردم . م : گذاردم ( 18 ) - مجا : نار ( 19 ) - ت ، م : رفاهيت ( 20 ) - ت : ندارد ( 21 ) - مجا ، ت : روزگار ( 22 ) - ت : از مردمان را ( 23 ) - مجا : حكايت ( 24 ) - ت : آيد ( 25 ) - مجا : ندارد ( 26 ) - ت : ندارد ( 27 ) - ت : باشد . ضمنا ت در دنباله افزوده است : به خدا هزار شك دارم و اين همه دروغ محض است ( 28 ) - مجا : ندارد ( 29 ) - جزت : نيكوكارى ( 30 ) - مجا : نباشد .
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 506 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى