الا دعا نسازند . و در اين معنى اين ابيات محرر « 1 » است از « 2 » انشاى اين ضعيف « 3 » :
[ العربيه ] « 4 »
اذا منيت بامر ضاق « 5 » مخرجه * فادع الاله باخلاص تجد فرجا
هو المغيث الذى فى كل مهلكة * يزيل « 6 » عمن « 7 » دعاه مخلصا حرجا
الفارسية :
درمان غم خود از خدا بايد خواست * دردى كه بود از او دوا بايد خواست
ناخواسته گرچه مىدهد خواستهام * نصرت به تضرع و دعا بايد خواست
الحكاية التاسعة - هم او حكايت كرد كه در جوار ابو عمرو القاضى مردى بود كه او را عسرت و تنگدستى پيش آمده بود ، ناگاه مالى جليل و نعمتى كثير بر دست او ظاهر شد و سلطان خواست كه او را نكبتى رساند و آن اموال از او بستاند . ابو عمرو القاضى براى حق جوار او را حمايت كرد از سلطان ، و نگذاشت كه متعرض او شوند « 8 » . و ميان من و آن مرد صداقتى افتاد و حقوق اتحاد و مودت مؤكّد گشت . صورت آن حال از وى سؤال كردم . بعد از آن كه مدتى مدافعت نمود حكايت كرد كه مال « 9 » بسيار و
هامش
( 1 ) - اساس و ت : محرض ( محرز ؟ )
( 2 ) - ت : و از
( 3 ) - ت : بسيار گو
( 4 ) - اساس : ندارد
( 5 ) - ت : صادقا
( 6 ) - اساس يزيد . م و چاپى : ندارد
( 7 ) - ت : عن من .
( 8 ) - مجا ، م و چاپى : شود .
ت : باشد
( 9 ) - مجا ، ت : مالى