دوستان تو « 1 » دفترى ( دارد خلق ) « 2 » و بر پشت آن دفتر دعائى مكتوب است ، بستان « 3 » و بدان دعا خداى « 4 » را بخوان « 5 » ( تا « 6 » ترا فرج بخشد « 7 » ) « 8 » . چون روز شد آن دوست را بخواندم و گفتم : در خانهء تو چنين دفترى بدين صفت هست و بر پشت آن دفتر دعايى « 9 » مكتوب است « 10 » ؟ گفت : آرى . التماس كردم تا به من فرستاد ، اين « 11 » دعا ( بر پشت آن دفتر نبشته ) « 12 » يافتم .
الدعا : ( اللهم انت الذى « 13 » انقطع الرجاء الا منك و خابت « 14 » الآمال « 15 » الافيك ، صل « 16 » على محمد و لا تقطع اللهم منك رجائى و لا « 17 » رجاء من يرجوك فى شرق الارض و غربها . يا قريبا غير بعيد و يا شاهدا غير غايب و يا غالبا غير مغلوب اجعل لى من « 18 » امرى فرجا و مخرجا ، و ارزقنى من حيث لا يحتسب « 19 » ، انك على كل شىء قدير ) ، و ياد گرفتم و بر خواندن آن مواظبت نمودم .
اندك مدتى برنيامد « 20 » كه مقصود من برآمد و بند از پاى من برگرفتند و ايام محنت بر من به سر آمد . و زكريا بن يحيى النّصرانى گفت :
مرا نيز محبوس كردند ، اين « 21 » دعا بخواندم ( در روز خلاص يافتم ) « 22 » .
فصل - و در اين حكايت ارباب خرد و تجربه را تنبيه است كه چون به بليتى گرفتار « 23 » گردند ، فريادرس جز خداى - تعالى - ندانند و وسيلت
هامش
( 1 ) - مجا ، م : خود
( 2 ) - مجا ، ت : خلق دارد
( 3 ) - مجا :
بخواه . ت : ندارد
( 4 ) - ت : خدا
( 5 ) - ت : بخواندم
( 6 ) - مجا :
تا خداى
( 7 ) - مجا : آرد
( 8 ) - ت : ندارد
( 9 ) - ت : دعاى
( 10 ) - ت : ندارد
( 11 ) - ت : ندارد
( 12 ) - مجا : در آنجا مكتوب
( 13 ) - مجا ، ت : ندارد
( 14 ) - مجا : جانت
( 15 ) - ت : الامان
( 16 ) - مجا : صل اللهم
( 17 ) - م : و لا يحتث
( 18 ) - ت : فى
( 19 ) - چاپى : لا احتسب
( 20 ) - ت : بيش بربيامد
( 21 ) - مجا ، ت : من اين
( 22 ) - عبارت در مجاوت چنين است : در روز اجابت آمد و خلاص يافتم
( 23 ) - مجا ، ت ، م و چاپى : مبتلا