تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
ابو محمد « 1 » گويد : چون من « 2 » سخن بشنيدم « 3 » گريه بر من غالب شد و از آن روى كه خود « 4 » را آن « 5 » قدر ندانستم مدهوش شدم « 6 » و حالى سجدهء شكر گزاردم « 7 » ، و خدا « 8 » را - جل جلاله - حمد « 9 » و ثنا گفتم و بر مصطفى - صلوات الله و سلامه عليه « 10 » - درود فرستادم و آنچه مالابدّ و ما يحتاج بود تا رسيدن به مصر از وى قبول كردم و روى به مصر نهادم « 11 » . فصل - و دو موضع از اين حكايت اتعاظ « 12 » و اعتبار و تأدبّ و اقتدا « 13 » را « 14 » مىشايد : يكى - آن كه « 15 » زنهار « 16 » دارى و حمايت ، از آن اعرابى كه آن مرد التجا به دو كرد و دست در دامن يكى از اتباع او زد ( در آموزى ) « 17 » ؛ و اگر « 18 » از دست روزگار كسى چون آستين سرگشته شده باشد و چون دامن در پاى تو افتد در بند آن باش كه « 19 » چون گريبان بر گردن خودش جاى كنى . و چه لايق است ( از گفته‌هاى من ) « 20 » اين تازى و پارسى : العربيه
اذا تشبث « 21 » ممنوّ بذيلك « 22 » كن * له « 23 » خفيرا « 24 » ، من لا يحقر « 25 » الذمما
هامش
( 1 ) - ت : ابو محمد بن الازرق ( 2 ) - مجا : ندارد ( 3 ) - مجا : بشنودم ( 4 ) - ت : خويشتن ( 5 ) - ت : ازين ( 6 ) - مجا : گشتم ( 7 ) - ت : آوردم ( 8 ) - ت : خداى ( 9 ) - ت : شكر و حمد و . . . ( 10 ) - مجا ، م : صلى الله عليه و على آله و سلم . ت : صلوات الله عليه ( 11 ) - مجا ، ت ، م : آوردم ( 12 ) - اساس و چاپى : ايقاظ . ت : ندارد . م : انعاط ( 13 ) - جز چاپى : اقتدار ( 14 ) - ت : ندارد ( 15 ) - مجا : ندارد ( 16 ) - ت : زينهار ( 17 ) - اساس : ندارد . ت و م : در امورى . چاپى : و درآموزى ( 18 ) - اساس : اگر ( 19 ) - ت : ندارد ( 20 ) - مجا : ندارد ( 21 ) - ت : شبت ( 22 ) - ت : بدلك ( 23 ) - در نسخهء مجا اين كلمه در آخر مصراع اول آمده است ( 24 ) - مجا : حفيرا . ت : ( بىنقطه ) ( 25 ) - ت : بحفر
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 499 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى