تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
به سبب « 1 » مالى يا « 2 » بضاعتى يا خويشى و « 3 » و دوستى كه در ميان ايشان داشت ، جز من كه از اين نوع « 4 » فارغ بودم و مردمان مستعد مىشدند تا به استقبال خويشان و دوستان و شركا « 5 » ( و اهل معرفت ) « 6 » خود روند . چون شب درآمد مصطفى را - صلوات الله و سلامه عليه « 7 » در « 8 » خواب ديدم كه مرا فرمودى « 9 » ابو محمد الازرق - الانبارى را درياب و در اصلاح [ شان ] « 10 » و نظم كار پريشان او ممد و معاون باش و او را با مقصود به مقصد رسان . در اسعاف ملتمسات و انجاح مقترحات « 11 » تو وسيلتى از اين وثيقتر و سببى از اين اكيدتر نمىبايد . شعر :
( حكم كن تا هرچه گويى آن كنم * خدمت تو از ميان جان كنم
تا زنى انگشت با من بر نمك * گر قبول افتد جگر بريان كنم
باشد اندر كيش من عيدى دگر * خويشتن پيش تو گر قربان كنم
هرچه جنبانى زبان يا « 12 » لب بدان * من به كامت از بن دندان كنم ) « 13 »
هامش
( 1 ) - مجا : ندارد ( 2 ) - مجا ، ت : و ( 3 ) - ت : تا ( 4 ) - ت : انواع ( 5 ) - مجا ، ت ، م : شريكان ( 6 ) - ت : ندارد . ( 7 ) - مجا ، م : صلى الله عليه و آله و سلم . ت : صلوات الله عليه ( 8 ) - مجا ، ت : به ( 9 ) - مجا ، ت : گفتى ( 10 ) - از مجا فزوده شد . اساس : اصلاح . ت : اصلاحشان . م : اصلاح ايشان ( 11 ) - م و چاپى : مفتوحات ( 12 ) - ت : تا ( 13 ) - م : ابيات را ندارد