تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
فصل - در اين حكايت خردمند را تنبيه است از غفلت ، و تحريض بر آنكه « 1 » چون كسى به جاه و مكنت از ميان خلايق ممتاز باشد و به تأييد ربّانى و اقبال جاودانى « 2 » مخصوص ، بايد كه دايما از كار مستحقان كه حرمان ملازم ايشان است متفحص و با خبر « 3 » باشد ، و « 4 » اگر كار افتاده‌اى كه به زيور هنر حالى « 5 » باشد ( از كرم او مستميح « 6 » گردد ) « 7 » حالى به اصلاح حال او قيام نمايد و از تسويف و تأخير و تغافل و تقصير اجتناب كند چنان كه اين منظومات ( از انشاى اين ضعيف منبى است در اين معنى ) « 8 » : العربيه
اذا ترى ذا مودة « 9 » و مقه * بادر و اسعف بكل ماومقه
و لا تسوف بما يريد « 10 » فذا * يبدل « 11 » المقت « 12 » بالو « 13 » دودمقه
[ الفارسيه « 13 » ] :
گر « 14 » همچو ملوك صاحب تاج شوى * يا « 15 » همچو پيمبران به معراج شوى
در حاجت محتاج مكن تقصيرى * باشد روزى تو نيز محتاج شوى « 16 »
الحكاية السابعة من الباب السادس - ابو محمد بن الارزق الانبارى
هامش
( 1 ) - ت : در آنكه ( 2 ) - ت ، م و چاپى : آسمانى ( 3 ) - ت : ندارد ( 4 ) - ت : ندارد ( 5 ) - مجا : خالى . م : عالى . چاپى : آراسته ( 6 ) - اساس : مستمح . مجا و ت : مستمتح ( 7 ) - م و چاپى : و از درجهء عمل خالى گردد . ( 8 ) - مجا : مبنى است در اين معنى از انشاى اين ضعيف ( 9 ) - ت : مودت ( 10 ) - اساس و مجا : تريد ( 11 ) - ت : يبذل ( 12 ) - ت : بالمقت ( 13 ) - ت : للودود از ت افزوده شد ( 14 ) - مجا : يا ( 15 ) - مجا : گر ( 16 ) - مصراع در چاپى چنين است :باشد آن روز كه تو نيز محتاج شوى