الحكاية السادسة من الباب السادس - حكايت كند محمد بن على - المادرانى « 1 » كه از اكابر عمال و اصحاب دواوين بود و به كفايت و شهامت معروف و به علو قدر « 2 » و رفعت « 3 » منزلت و كثرت مال مشهور ، كه در غلواى جوانى مباشر اشغال كثير « 4 » بودم و سدّهء من قبلهء آمال [ و ] ( اقبال ، و كعبهء « 5 » ) « 6 » ارباب « 7 » حوايج گشته و پيوسته جماعتى از اصحاب قلم و كاركنان دواوين و كتّاب و محاسبان متعطلّ « 8 » به درگاه من تردد مىكردند « 9 » به « 10 » اميد تقلد عملى ، و من از كثرت « 11 » اشغال به تصفّح « 12 » احوال ايشان نمىپرداختم . و از آن جمله شيخى بود از مشايخ كتّاب كه ايام عطالت او امتدادى يافته بود و من از حال او غافل بودم ، شبى پدر خويش « 13 » را به خواب ديدم كه « 14 » گفتى : ويحك از خداى « 15 » شرم نمىدارى « 16 » كه خويشتن « 17 » را به اعمال و مناصب مشغول مىگردانى و در تنّعم و ناز روزگار مىگذرانى و مردمان بر در سراى تو رنج و مضرت مىكشند و فقر و فاقه مىبينند ؟ اينك فلان كه از بزرگان اهل قلم و مشايخ كتّاب « 18 » است كارش بدان رسيده است « 19 » كه ( ايزار پايش « 20 » ) « 21 » خلق شده است و دست آن ندارد كه ديگرى خرد ، مىبايد
هامش
( 1 ) - چاپى : الماذرائى . عربى : الماردانى
( 2 ) - ت : و قدر
( 3 ) - مجا : سمو
( 4 ) - اساس و مجا : كند . م و چاپى : كبير ( ازت )
( 5 ) - ت : كعبهء آمال
( 6 ) - مجا : ندارد
( 7 ) - م : ندارد
( 8 ) - م و چاپى :
معطل
( 9 ) - مجا ، ت ، م و چاپى : مىداشتند
( 10 ) - مجا ، ت ، م و چاپى : بر
( 11 ) - مجا : كثرة
( 12 ) - اساس و م و چاپى :
تفحص ( متن مطابق مجا ، ت و عربى )
( 13 ) - مجا : خود
( 14 ) - ت : كه مرا
( 15 ) - مجا : خداى خود
( 16 ) - ت : ندارى
( 17 ) - مجا : خود
( 18 ) - مجا : كتابت
( 19 ) - مجا : ندارد
( 20 ) - مجا و م : پاش
( 21 ) - چاپى : ازارش