به جاى آر . چون « 1 » در خواب اين بيدارى مرا « 2 » كرامت كرد و به وجهين انتباه حاصل گشت ، به استحضار تو اشارت كردم تا صورت حال مشاهده كنى . گفتم : اين عنايتى است از رسول ( - صلّى اللّه عليه و سلّم - ) « 3 » در حق امير المؤمنين ( و اهتمام بدانچه صلاح « 4 » و ثبات ملك او در آن است و منّتى عظيم است بر وى خداى را - جلّ جلاله - و رسول را - عليه السلام - « 5 » ) ، « 6 » بايد « 7 » شكر نعمت « 8 » حق - عزّ اسمه - « 9 » بگزارد « 10 » ، و در زكات و صدقه بيفزايد « 11 » . پس گفت « 12 » : خواب « 13 » بر تو شوريده گردانيدم . من به حجرهء خود معاودت كردم . و چون شب ديگر بود به نزديك او رفتم « 14 » و او على الرسم به مجلس شراب نشسته بود ، خواستم كه با جلساوند ما ماجراى دوشين حكايت كنم تا او را مسرّت افزايد ، كه « 15 » دانستم « 16 » ( مدح و حمد و ثنا و اطرا ) « 17 » دوست دارد « 18 » و اگر « 19 » بر مكرمتى توفيق يافتى نشر آن خواستى .
گفتم : چگونه است كه امير المؤمنين مخلصان و خدم « 20 » و مقرّبان و خواص را اعلام نمىفرمايد از معجزه و كرامتى كه حق - سبحانه « 21 » و تعالى - امير المؤمنين را ارزانى داشت « 22 » تا مصطفى را - صلوات اللّه عليه « 23 » - در خواب
هامش
( 1 ) - م و چاپى : چون خداى تعالى
( 2 ) - مجا : ندارد
( 3 ) - مجا :
صلى اللّه عليه و آله و سلم . ت : ندارد
( 4 ) - مجا : صلاح دين
( 5 ) - مجا : صلى الله عليه و على آله و سلم
( 6 ) - ت : عبارت ميان دو پرانتز را ندارد ( و اهتمام . . .
عليه السلام )
( 7 ) - مجا : بايد كه
( 8 ) - ت : ندارد
( 9 ) - مجا : ندارد
( 10 ) - ت : بگذارد . م و چاپى : بگذارى
( 11 ) - م و چاپى :
بيفزائى
( 12 ) - ت : افزوده : برو كه
( 13 ) - ت : خواب تو
( 14 ) - مجا : در رفتم
( 15 ) - مجا و ت : من
( 16 ) - مجا ، ت :
دانستم كه
( 17 ) - ت : حمد و ثنا و مدح و اطرا . م : حمد و ثنا
( 18 ) - ت : داشتى
( 19 ) - ت : اگر
( 20 ) - مجا : مخلصان خدم .
( 21 ) - مجا : ندارد
( 22 ) - ت : داشته است
( 23 ) - مجا : صلى الله عليه و على آله و سلم