تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
بشكست . حدّاد خشمناك گشت و نعل گرم بر « 1 » غلام زد ، ( بر سينهء غلام آمد ) « 2 » و بارامى ( ؟ ) « 3 » قدر و مدت اجل موافق افتاد و غلام در حال جان تسليم كرد . حرّاس و زمره‌اى كه با عسس مىگشتند برسيدند « 4 » ، حداد فرصتى يافت و بگريخت و من چون غريب بودم نمىدانستم « 5 » كه ( چه تدبير كنم ) « 6 » . عسسان مرا بگرفتند و چون غلام را « 7 » مرده ديدند شك نكردند كه كشنده « 8 » منم . مرا « 9 » چون ديوانه‌اى « 10 » در « 11 » زنجير كشيدند و چون دزد به زندان فرستادند و اكنون سه سال و ده ماه است كه « 12 » مظلوم و محبوسم . معتمد خادمى « 13 » ديگر را « 14 » فرمود « 15 » : او را به حمام بر تا سر و تن بشويد و به خزانه بر تا خلعتى فاخر درپوشد ، و پانصد دينار زر به دو ده . و بعد از آن صاحب شرط را گفت : بازگرد . پس سر برآورد و در من نگريست و « 16 » گفت : اى پسر حمدون حمد و سپاس خداى را كه مرا بر اين « 17 » عمل كه ديدى توفيق داد . گفتم : يا امير المؤمنين چگونه بود كه در چنين وقتى به نفس خويش « 18 » قيام « 19 » نمودى ، و از حال ايشان امير المؤمنين را كه اعلام كرد و با ياد داد ؟ گفت : همين لحظه در خواب ديدم « 20 » كه شخصى مرا گفت « 21 » : در زندان تو دو مرد مظلومند : يكى منصور جمال « 22 » و يكى احمد حدّاد ، همين لحظه بفرماى تا ايشان را
هامش
( 1 ) - مجا : بر سينهء ( 2 ) - مجا : ندارد ( 3 ) - م و چاپى : راى ( 4 ) - مجا : فرارسيدند . ت : فراز رسيدند . ( 5 ) - مجا ، ت : ندانستم ( 6 ) - مجا : فرار چون مىبايد كرد . ت : سبب فراز چون قيام مىبايد كرد ( 7 ) - ت : ندارد ( 8 ) - مجا : كشيده ( 9 ) - مجا : و مرا ( 10 ) - ت : ديوانه ( 11 ) - مجا : به ( 12 ) - مجا ، ت : تا ( 13 ) - مجا : غلامى ( 14 ) - ت : را ديگر ( 15 ) - مجا : فرمود كه . ت : گفت ( 16 ) - ت : ندارد ( 17 ) - مجا : ت : بدين ( 18 ) - مجا : خود ( 19 ) - ت : بدين مهم قيام . . . ( 20 ) - مجا : بودم ( 21 ) - مجا : گفت كه ( 22 ) - مجا و ت افزوده : نام
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 483 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى