تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
چندانكه تظلم داشتم و فرياد خواندم اجابت نكرد و انصاف نداد و گفت : چون به حضرت رسم شتران « 1 » با تو دهم . من با اشتران خود بيرون آمدم و خدمت او مىكردم و به آب و علف شتران « 2 » قيام مىنمودم تا به قرب حلوان كردان « 3 » گرد آن كاروان درآمدند « 4 » و از اشتران « 5 » يك شتر « 6 » ( با بار كه امير بار بر نهاده بود بربودند ) « 7 » ، چون « 8 » خبر به امير رسيد مرا حاضر كرد و گفت : آن شتر « 9 » با بار « 10 » تو دزديده‌اى ، ( فرمان داد ) « 11 » تا مرا بسيار « 12 » بزدند و ( حكم كرد تا ) « 13 » مرا مقيد گردانيدند « 14 » و بر شترى « 15 » افكندند « 16 » ، و « 17 » چون به حضرت رسيد مرا به حبس فرستاد و شتران « 18 » را به ملكيت متصرف گشت ، و مرا متظّلم و با ياد دهنده‌اى نبود « 19 » و تا اين غايت محبوس « 20 » بماندم . چون [ اين ] سخن « 21 » بشنيد در حال ( بفرمود بعضى از خادمان را ) « 22 » كه برو « 23 » و بر دماغ « 24 » آن امير مىزن « 25 » تا آن وقت كه « 26 » ( شتران او
هامش
( 1 ) - مجا : اشتران . ت : استران ( 2 ) - مجا ، ت : اشتران ( 3 ) - ت ، م و چاپى : جماعت كردان ( 4 ) - مجا ، م : برآمدند ( 5 ) - ت : و از اشتران من ( 6 ) - مجا ، ت : اشتر ( 7 ) - مجا : كه امير بار بر آن نهاده بود بربودند . ت : با بارى كه امير بر نهاده بود بردند . م : با بارى كه امير بر آن نهاده بود بردند ( 8 ) - ت : و ( 9 ) - مجا و ت : اشتر ( 10 ) - مجا : كه بار بر آن نهاده بود . ( 11 ) - مجا : و فرمود . م : فرمود ( 12 ) - ت : بسيارى ( 13 ) - مجا . ندارد . ت ، م : و حكم مطلق فرمود تا ( 14 ) - ت : كردند ( 15 ) - مجا : و بر بعضى از آن شتران . ت : و بر بعضى از آن اشتران . م : و بر بعضى از اشتران . چاپى : و بر يكى از آن شتران ( 16 ) - مجا : فكندند ( 17 ) - مجا : ندارد ( 18 ) - مجا : و اشتران را . ت : و استران را ( 19 ) - مجا : افزوده : كه معاونتى نمايد . ( 20 ) - مجا ، ت : محبوس و مقيد . م و چاپى : مقيد و محبوس ( 21 ) - جز ت : سخن ( 22 ) - مجا : بعضى خادمان را فرمود ( 23 ) - اساس : برويد . چاپى : برود ( 24 ) - چاپى : سر و روى ( 25 ) - اساس : مىزنيد . چاپى : لطمه زند ( 26 ) - مجا ، ت ، م : تا آن كه