در شنيدم كه به تعجيل مىزدند . ترسيده « 1 » از خواب درآمدم ، خادمان بودند گفتند : امير المؤمنين را اجابت كن . برخاستم و رعب و هيبت در من اثر كرد و گفتم :
( إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ )
« 21 » تمامت روز و بعضى از شب در عشرت « 2 » و تماشا فرا « 3 » سر آورديم ، گمان بردم كه مگر از عربدهء او خلاص يافتم ؛ خود آن گمان چون كمان كژ خواهد آمد و تير تمنى بر نشانهء مقصود نخواهد نشست . چون در پيش او « 4 » بر پاى بايستادم سر برنياورد و به من التفات ننمود و بر عادت مرا ننشاند . قيامت از نهاد من برخاست و همچنان ايستاده « 5 » متفكر بماندم « 6 » . پس بفرمود « 7 » كه « 8 » صاحب شرط را آواز دهيد .
چون ذكر صاحب شرط شنيدم « 9 » خوف و اضطراب من زيادت شد ، گفتم :
عادت او نبود كه در عربده صاحب شرط را حاضر فرمايد ، تا قتل و صلب و ضربت « 10 » و حبس و قيد « 11 » نباشد حضور صاحب شرط نبايد . مگر صاحب - غرضان بهتانى بر من نهادهاند و تضريب و سعايتى كرده و به نزديك او مقبول و مؤثر افتاده است ، و ايقاع بليّتى و ايصال « 12 » نكبتى به من در ضمير دارد .
و نظر بر او « 13 » گماشتم تا باشد كه در من نگرد و « 14 » يا « 15 » افتتاح كلام كند و من « 16 » به مداومت « 17 » و اعتذار و استعطاف او را با سر رضا توانم آورد . او
هامش
( 1 ) - ت : و ترسيده
( 2 ) - مجا : به عشرت
( 3 ) - مجا : به
( 4 ) - ت : ندارد
( 5 ) - ت : استاده
( 6 ) - ت و چاپى افزوده : تا خود اين حال چون نشنيد . م : تا خود اين حال چون شود
( 7 ) - مجا و ت : فرمود
( 8 ) - ت : ندارد
( 9 ) - مجا ، ت : شنودم
( 10 ) - ت : ندارد
( 11 ) - ت : ندارد
( 12 ) - ت : ارصال . م : اتصال
( 13 ) - مجا : ندارد
( 14 ) - ت : ندارد
( 15 ) - مجا : ندارد
( 16 ) - مجا : و به من
( 17 ) - مجا : مدارات
( 21 ) - قرآن كريم ، سورهء البقره ، آيهء 151