تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
جماعتى انبوه ديدم و تشويشى و غوغائى . گفتم : چه بوده است ؟ گفتند : تركان با سلاح برنشسته‌اند و معلوم نيست كه چه فتنه حادث شده است ؟ بازگشتم و حسن بن مخلد را اعلام كردم . فرمود تا حقيقت حال « 1 » و زبدهء آن قيل و قال بدانند و او را معلوم گردانند . هم « 2 » در ساعت معلوم شد كه ايام خط نسخ در آيت عمر و ولايت اوتامش و شجاع « 3 » كشيده است . و « 4 » تيغ تركان چون « 5 » مدت حياتشان « 6 » به سر رسيد « 7 » در حال « 8 » ( سرّ من راى را باسرها « 9 » ) به دست نهب و تاراج باز دادند و چون حسن بن مخلد معطل « 10 » بود هيچكس قصد سراى او نكردند « 11 » ( و اموال او « 12 » كه به وديعت كتاب تركان ) « 13 » متفرق بود ( از غارت ) « 14 » مصون ماند . و آن شب در شهر « 15 » هيچكس مهموم و محزون « 16 » تر از ما نبود و آن روز هيچكس را مسرت و بهجت بيش از ما حاصل نگشت . فصل - و در اين حكايت فايده و اعتبار آن است كه بداند « 17 » كه بسيار رؤياى صادق « 18 » متضمن بشارتى يا انذارى « 19 » مانند افتد كه بعينها در اقرب اوقات معاينه ( شود « 20 » ) .
هامش
( 1 ) - ت : آن حال ( 2 ) - مجا : ندارد ( 3 ) - مجا : ندارد ( 4 ) - مجا : و از ( 5 ) - مجا : ندارد ( 6 ) - اساس : حيوةشان . ت : خونشان ( 7 ) - مجا و ت : رسيده ( 8 ) - اساس و ت : و در حال ( 9 ) - مجا : سراها را ( 10 ) - ت : متعطل ( در متن عربى : متعطلا ) ( 11 ) - مجا : ندارد ( 12 ) - مجا : افزوده : نكرد ( 13 ) - اساس : كه بود وقت كتابت تركان . مجا : و چون اموال او . ت : كه به وديعت به نزديك تركمان . م : كه به وديعت نزد كتاب تركان ( 14 ) - ت : ندارد ( 15 ) - ت و م : آن شهر ( 16 ) - مجا ، ت ، م : محزون و مهموم‌تر . چاپى : محروم و مهموم‌تر ( 17 ) - اساس : بدانند ( 18 ) - افزوده : كه ( 19 ) - م : با ايذائى ( 20 ) - از م و چاپى افزوده شد