تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
مشغول گشت . و چون شب روز سوم بود كه بامداد ويرا « 1 » رحلت مىبايست كرد من همه شب در كار او متفكر بودم و در خواب نمىشدم « 2 » . وقت سحر لحظه‌اى در خواب رفتم « 3 » پنداشتم كه گوينده‌اى مىگويد « 4 » غمناك مباش كه تركان از اصحاب وصيف و بغا بر اوتامش و كاتب او شجاع شبيخون آوردند « 5 » و هر دو را قتل كردند « 6 » و شما خلاص يافتيد « 7 » . از خواب بيدار شدم ، ترس بر من غلبه گرفت « 8 » . وقت نماز « 9 » بود ، نماز بگزاردم و برنشستم و به نزديك حسن « 10 » بن مخلد « 11 » در رفتم « 12 » ، از درى كه در سراى او در كوچه‌اى مجهول بود ، كه هيچ كس از بيگانگان ندانستى ؛ به جهت آن كه او درهاى معروف فرو بسته بود . و چون به نزديك « 13 » او در رفتم « 14 » او را به غايت مشوش « 15 » و پريشان « 16 » يافتم و ساعة فساعة بلا را منتظر نشسته بود . خوابى كه ديده بودم با او حكايت كردم و او را اميدوار مىگردانيدم « 17 » . بخنديد و گفت : من به كمال فطنت و دها « 18 » و عقل و كياست تو اين گمان نبردم ؛ ما در ( بيدارى در چنين « 19 » ) « 20 » بلا كه مشاهده مىكنى و تو به خوابى كه آن را خواب همت خوانند [ و ] برحسب « 21 » تمنى و آرزو ديده‌اى مرا مغرور مىگردانى . من برخاستم و از پيش او بيرون آمدم تا به « 22 » سراى خود روم ، در راه
هامش
( 1 ) - مجا ، م : او را ( 2 ) - م : شدم . چاپى : نمىرفتم ( 3 ) - مجا ، ت و چاپى : شدم . ( 4 ) - ت : مىگويد كه ( 5 ) - چاپى : آورند ( 6 ) - چاپى : كنند ( 7 ) - چپى : يابيد ( 8 ) - مجا : كرد . چاپى : كرده بود ( 9 ) - ت : نماز بامداد ( 10 ) - ت : احمد بن حسن . . . ( 11 ) - مجا : محمد ( 12 ) - مجا : رفتم ( 13 ) - مجا : به نزد ( 14 ) - مجا : رفتم ( 15 ) - ت : و مشوش ( 16 ) - مجا : و پريشان و مشوش ( 17 ) - مجا : گردانيدم ( 18 ) - ت : ذها ( 19 ) - ت و م : عين اين ( 20 ) - م : در عين بيدارى و در عين اين ( 21 ) - ت : و تو برحسب . م : كه بر حسب ( 22 ) - ت : با
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 466 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى