تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
مىشناسد كوشد . و هم در آن نزديكى عيسى بن فرخانشاه « 1 » را كه از صنايع « 2 » و بركشيدگان حسن بود بياورد و منصب حسن به دو داد « 3 » ( و مفوض گردانيد ) « 4 » و حسن را معزول كرد « 5 » . و خوف و ضجرت و جزع حسن زيادت شد و از سر جاه و منصب و عمل برخاست و در خانهء خود مترصد بلا بنشست . و من او را « 6 » ملازمت مىكردم تا شبى از شبها رقعهء شجاع برسيد « 7 » و به استحضار « 8 » او « 9 » مبالغهء هرچه تمامتر نموده كه در آمدن « 10 » مبادرت و مسارعت « 11 » نمايد . حسن خائف « 12 » برخاست و به خانهء شجاع رفت و من منتظر بودم تا باز آمد ، به غايت مهموم و اندوهگن « 13 » . من از صورت حال « 14 » و سبب استدعاى او « 15 » پرسيدم . گفت : شجاع از تدبير استهلاك و استيصال من فارغ شد ( و مرا معلوم است ) « 16 » كه دوش اوتامش با خواص خود مىگفته است كه « 17 » شجاع را گرانبار گردانيده‌ايم « 18 » و كارها زيادت از آنچه طاقت « 19 » و استطاعت اوست او را تقليد كرده‌ايم « 20 » از وزارت خلافت و كتابت من ، و او به شرايط چنان كه بايد قيام نمىتواند نمود و اين سبع درنده و شير غرنده و مرد ( حول و قلب ) « 21 » كاردان كارران « 22 » حسن مخلد « 23 » را ضايع گذاشته ، شجاع را
هامش
( 1 ) - مجا : افزوده : الفانى الكاتب . ت : العانى ( بىنقطه ) الكاتب . م : العبالى الكاتب . چا : القبانى الكاتب . عربى : القنانى . . . ( 2 ) - م : صناع ( 3 ) - ت : ندارد ( 4 ) - مجا : ندارد ( 5 ) - ت : ندارد ( 6 ) - ت و م : وى را ( 7 ) - ت : رسيد ( 8 ) - ت و م : به استحضار حسن ( 9 ) - مجا : ندارد ( 10 ) - اساس و ت : آن ( 11 ) - مجا : مسارعت و مبادرت ( 12 ) - مجا : خائف شد ت ، م و چاپى : خائف و مرتاع ( 13 ) - ت : اندهگن ( 14 ) - مجا ، ت و چاپى : حادثه ( 15 ) - ت : حضور او ( 16 ) - مجا : ندارد ( 17 ) - ت : كه ما ( 18 ) - مجا : گردانيديم ( 19 ) - مجا : طاعت ( 20 ) - ت : گردانيده‌ايم . ( 21 ) - مجا : ندارد ( 22 ) - مجا : ندارد ( 23 ) - مجا : حسن بن خالد