اشرار ( و اخيار ) « 1 » مىكرد كه ناگاه تيرى پيش او در زمين نشست و ندانست كه رامى ( كدام دست است ) « 2 » و نفاذ آن از كدام شست است « 3 » . ( و بر يك پر آن اين بيت مكتوب بود ) « 4 » :
احسنت ظنك بالايام اذ حسنت * و لم تخف سوء ما ياتى به القدر
و بر پر ديگر اين بيت مرقوم بود « 5 » :
و سالمتك الليالى فاغتررت « 6 » بها * و عند صفو الليالى يحدث الكدر
و بر پر سوم « 7 » نوشته بود « 8 » كه همدانى من همدانى . و ترجمهء اين دو بيت اين است :
الفارسيه « 9 »
به حسن ظن شدى غرّه چو ديدى از جهان احسان * نمىترسى كه فعل بد نمايد « 10 » با تو ناگاهان
سلامت داد « 11 » ايامت مشو مغرور از غفلت * كه جام صافى عيش تو گردد تيره از دوران
منصور با قصر خويش رفت به غايت مستشعر « 12 » ، و كس فرستاد و اعمش را بخواند و حال « 13 » شرح داد . اعمش « 14 » گفت : بنگر يا امير المؤمنين
هامش
( 1 ) - م : ندارد
( 2 ) - م : آن كدام است . چاپى : آن كيست
( 3 ) - مجا : ندارد
( 4 ) - مجا : و اين بيت بر يك پر مكتوب بود . مجاوت افزوده :
العربيه
( 5 ) - ت : ندارد . مجا افزوده : العربيه
( 6 ) - مجا : فاعتررت .
ت : ما عررت
( 7 ) - ت : ديگر
( 8 ) - ت : ندارد
( 9 ) - ت : ندارد
( 10 ) - چاپى : بيايد .
( 11 ) - اساس : يا بى . مجا : يافت ( از ت و چاپى )
( 12 ) - ت و م افزوده : و مدعور . چاپى : مذعور
( 13 ) - ت و م افزوده : با او
( 14 ) - مجا ، ت : ندارد