فصل - و درين حكايت ( فايده آن است كه « 1 » ) اگر در دست ظالمى مظلوم گردى و از اعانت و نصرت خلق محروم ، به لطف ايزد واثق و به كرم او اميدوار باشى « 2 » كه او ناصر مظلومان و قاهر ظالمان است ( و « 3 » ) به وقت ، سزا و جزاى « 4 » هر يك بفرمايد « 5 » .
الفارسيه « 6 » :
اگر چه باشد « 7 » اعوان « 8 » ظالمان بسيار * خداى هست معين كسى كه مظلوم است
رسد به آخر اگر رنج و ضر ايوب است * زوال بيند اگر ملك شام « 9 » يا روم است « 10 »
دوم - بداند « 11 » كه غايت كرم آن است كه با بدكرداران نيكوكارى كند كه « 12 » حقگزارى « 13 » نيك كرداران از لوازم باشد چنان كه همدانى « 14 » كرد . ( و در اين معنى مىگويم . العربيه « 15 » ) « 16 »
جزاء الكرام « 17 » باحسانهم * اداء لما كان فرضا عليك
اذا تدعى غاية فى الكرم * فأحسن الى من اساء اليك
[ الفارسيه ] « 18 » :
هامش
( 1 ) - چاپى : دو فايده است : اول آنكه
( 2 ) - مجا : باش
( 3 ) - از ت افزوده شد
( 4 ) - مجا ، م : سزا جزاى
( 5 ) - مجا افزوده :
و مىگويم ، ت : و درين معنى مىگويم .
( 6 ) - مجا : بيت . ت : شعر . م : ندارد
( 7 ) - ت : باشند
( 8 ) - جز ت : عوان
( 9 ) - ت : شام و . . .
( 10 ) - اين بيت از ( ت ) افزوده شد
( 11 ) - م و چاپى : آنكه بداند
( 12 ) - مجا كه در
( 13 ) - ت ، م : حقگذارى
( 14 ) - ت : آن همدانى
( 15 ) - مجا : شعر ( اساس : ندارد )
( 16 ) - از مجاوت افزوده شد
( 17 ) - مجا للكرام
( 18 ) - از ت افزوده شد . مجا : بيت